a barrage of irate letters.
بارانی از نامههای خشمگین.
an irate phone call.
تماس تلفنی عصبانی
paltering with an irate customer;
گفتگوی دروغین با یک مشتری عصبانی;
retribution arrived in the shape of my irate father.
انتقام به شکل پدر عصبانی من رسید.
The irate animal made for us, coming at a full jump.
حیوان عصبانی به سمت ما آمد و با یک پرش کامل رسید.
We have received some irate phone calls from customers.
ما تماس های تلفنی عصبانی از مشتریان دریافت کرده ایم.
The manager pacified the irate customer with a smooth apology for the error.
مدیر با یک عذرخواهی مناسب، مشتری عصبانی را آرام کرد.
A good telephone voice can do much to improve the temper of irate callers.
یک صدای تلفن خوب میتواند تا حد زیادی برای بهبود خلق و خوی تماسگیرندگان عصبانی کمک کند.
a barrage of irate letters.
بارانی از نامههای خشمگین.
an irate phone call.
تماس تلفنی عصبانی
paltering with an irate customer;
گفتگوی دروغین با یک مشتری عصبانی;
retribution arrived in the shape of my irate father.
انتقام به شکل پدر عصبانی من رسید.
The irate animal made for us, coming at a full jump.
حیوان عصبانی به سمت ما آمد و با یک پرش کامل رسید.
We have received some irate phone calls from customers.
ما تماس های تلفنی عصبانی از مشتریان دریافت کرده ایم.
The manager pacified the irate customer with a smooth apology for the error.
مدیر با یک عذرخواهی مناسب، مشتری عصبانی را آرام کرد.
A good telephone voice can do much to improve the temper of irate callers.
یک صدای تلفن خوب میتواند تا حد زیادی برای بهبود خلق و خوی تماسگیرندگان عصبانی کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید