irate

[ایالات متحده]/aɪˈreɪt/
[بریتانیا]/aɪˈreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عصبانی; خشمگین.

جملات نمونه

a barrage of irate letters.

بارانی از نامه‌های خشمگین.

an irate phone call.

تماس تلفنی عصبانی

paltering with an irate customer;

گفتگوی دروغین با یک مشتری عصبانی;

retribution arrived in the shape of my irate father.

انتقام به شکل پدر عصبانی من رسید.

The irate animal made for us, coming at a full jump.

حیوان عصبانی به سمت ما آمد و با یک پرش کامل رسید.

We have received some irate phone calls from customers.

ما تماس های تلفنی عصبانی از مشتریان دریافت کرده ایم.

The manager pacified the irate customer with a smooth apology for the error.

مدیر با یک عذرخواهی مناسب، مشتری عصبانی را آرام کرد.

A good telephone voice can do much to improve the temper of irate callers.

یک صدای تلفن خوب می‌تواند تا حد زیادی برای بهبود خلق و خوی تماس‌گیرندگان عصبانی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید