That is a summary and ironic end.
این یک خلاصه و پایان طعنه آمیز است.
his mouth curved into an ironic smile.
دهانش به لبخندی طعنهآمیز خم شد.
madness, an ironic fate for such a clear thinker.
جنون، سرنوشتی طعنه آمیز برای چنین متفکری واضح.
he words his request in a particularly ironic way.
او درخواست خود را به روشی به طور خاص طعنه آمیز بیان می کند.
It’s ironic that the weakest student in mathematics was elected class treasurer.
این یک امر طعنه آمیز است که ضعیف ترین دانش آموز در ریاضیات به عنوان خزانه دار کلاس انتخاب شده است.
The writer takes wellknown fairy tales and gives them an ironic twist.
نویسنده داستان های پریان معروف را می گیرد و به آنها یک پیچش طعنه آمیز می دهد.
(ironic)She’s just gone off to the Bahamas for three weeks on holiday. As you do!
(طعنه آمیز) او فقط برای سه هفته به باهاما رفته است. همانطور که انجام می دهید!
(ironic) He might at least have called to explain. There’s gratitude for you!
(اوجاب) حداقل میتوانست تماس بگیرد و توضیح دهد. برای شما قدردانی وجود دارد!
(ironic)He didn’t even say thank you. There’s gratitude for you!
(اوجاب) حتی تشکر هم نگفت. برای شما قدردانی وجود دارد!
(ironic) ‘Is your office a happy place to work in?’ ‘Oh sure, we’re just one big happy family. Everybody hates everybody else.’
(طعنه آمیز) 'آیا دفتر شما مکانی خوشایند برای کار است؟' 'آه، البته، ما فقط یک خانواده بزرگ و خوشحال هستیم. همه از همه متنفرند.'
(ironic) Some clever Dick has parked his car so close to mine I can’t get out!
(طعنه آمیز) یک دیک باهوش ماشین خود را آنقدر نزدیک به ماشین من پارک کرده است که نمی توانم بیرون بیایم!
(ironic) ‘I’m going to be rich one day.’ ‘Oh yeah?’(= I don’t believe you. )
(طعنه آمیز) 'من یک روز پولدار خواهم شد.' 'اوه، آره؟' (= من به شما باور ندارم.)
Abstract:Ironic phosphate has shown a rich chemical constitution and can be used in various fields such as oxydehydrogenation catalysis and lithium batteries.
چکیده: فسفات طعنه آمیز نشان داده است که یک ترکیب شیمیایی غنی دارد و می تواند در زمینه های مختلفی مانند کاتالیز کاتالیز و باتری های لیتیوم مورد استفاده قرار گیرد.
(ironic) You told her you wanted a divorce two days after her operation! You really picked your moment, didn’t you?
(طعنه آمیز) شما به او گفتید که می خواهید دو روز پس از عمل جراحی او طلاق بگیرید! شما واقعاً زمان مناسب را انتخاب کردید، نه؟
There's something painfully ironic about Tyler Durden's followers in the film Fight Club.
در مورد طرفداران تایلر دوردن در فیلم Fight Club، چیز دردناک و متناقضنمایی وجود دارد.
منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)So you really -- you're in the town of Darwin, Minnesota, which seems beautifully ironic.
پس شما واقعاً - شما در شهر داروین، مینهسوتا هستید که به طرز زیبایینمایی متناقض به نظر میرسد.
منبع: Jimmy Kimmel LiveWhich some would say is " ironic" .
که برخی میگویند " متناقضنمایی ".
منبع: CNN 10 Student English September 2018 CollectionSo it's a kind of ironic, I guess.
پس نوعی متناقضنمایی است، حدس میزنم.
منبع: Learning charging stationAn ironic mustache just perked up somewhere.
یک سبیل متناقضنمایی ناگهان جایی سر از پا درآورد.
منبع: The importance of English names.We're out of time. It's ironic, huh?
وقت ما تمام شده است. متناقضنمایی، مگه نه؟
منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)Ironic, huh? Isn't that where gnomes live?
متناقضنمایی، مگه نه؟ آیا آنجا دور زندگی میکنند؟
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3Or fitting, really. Not even ironic.
یا واقعاً مناسب. حتی متناقضنمایی هم نیست.
منبع: Jimmy Kimmel LiveIronic when you think about it.
وقتی به آن فکر میکنید، متناقضنمایی است.
منبع: The meaning of solitude.Ironic by Alanis Morissette. Oh, it looks like Fronic.
متناقضنمایی اثر آلانیس موریستت. اوه، به نظر میرسد مانند فرونیک است.
منبع: The private playlist of a celebrity.That is a summary and ironic end.
این یک خلاصه و پایان طعنه آمیز است.
his mouth curved into an ironic smile.
دهانش به لبخندی طعنهآمیز خم شد.
madness, an ironic fate for such a clear thinker.
جنون، سرنوشتی طعنه آمیز برای چنین متفکری واضح.
he words his request in a particularly ironic way.
او درخواست خود را به روشی به طور خاص طعنه آمیز بیان می کند.
It’s ironic that the weakest student in mathematics was elected class treasurer.
این یک امر طعنه آمیز است که ضعیف ترین دانش آموز در ریاضیات به عنوان خزانه دار کلاس انتخاب شده است.
The writer takes wellknown fairy tales and gives them an ironic twist.
نویسنده داستان های پریان معروف را می گیرد و به آنها یک پیچش طعنه آمیز می دهد.
(ironic)She’s just gone off to the Bahamas for three weeks on holiday. As you do!
(طعنه آمیز) او فقط برای سه هفته به باهاما رفته است. همانطور که انجام می دهید!
(ironic) He might at least have called to explain. There’s gratitude for you!
(اوجاب) حداقل میتوانست تماس بگیرد و توضیح دهد. برای شما قدردانی وجود دارد!
(ironic)He didn’t even say thank you. There’s gratitude for you!
(اوجاب) حتی تشکر هم نگفت. برای شما قدردانی وجود دارد!
(ironic) ‘Is your office a happy place to work in?’ ‘Oh sure, we’re just one big happy family. Everybody hates everybody else.’
(طعنه آمیز) 'آیا دفتر شما مکانی خوشایند برای کار است؟' 'آه، البته، ما فقط یک خانواده بزرگ و خوشحال هستیم. همه از همه متنفرند.'
(ironic) Some clever Dick has parked his car so close to mine I can’t get out!
(طعنه آمیز) یک دیک باهوش ماشین خود را آنقدر نزدیک به ماشین من پارک کرده است که نمی توانم بیرون بیایم!
(ironic) ‘I’m going to be rich one day.’ ‘Oh yeah?’(= I don’t believe you. )
(طعنه آمیز) 'من یک روز پولدار خواهم شد.' 'اوه، آره؟' (= من به شما باور ندارم.)
Abstract:Ironic phosphate has shown a rich chemical constitution and can be used in various fields such as oxydehydrogenation catalysis and lithium batteries.
چکیده: فسفات طعنه آمیز نشان داده است که یک ترکیب شیمیایی غنی دارد و می تواند در زمینه های مختلفی مانند کاتالیز کاتالیز و باتری های لیتیوم مورد استفاده قرار گیرد.
(ironic) You told her you wanted a divorce two days after her operation! You really picked your moment, didn’t you?
(طعنه آمیز) شما به او گفتید که می خواهید دو روز پس از عمل جراحی او طلاق بگیرید! شما واقعاً زمان مناسب را انتخاب کردید، نه؟
There's something painfully ironic about Tyler Durden's followers in the film Fight Club.
در مورد طرفداران تایلر دوردن در فیلم Fight Club، چیز دردناک و متناقضنمایی وجود دارد.
منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)So you really -- you're in the town of Darwin, Minnesota, which seems beautifully ironic.
پس شما واقعاً - شما در شهر داروین، مینهسوتا هستید که به طرز زیبایینمایی متناقض به نظر میرسد.
منبع: Jimmy Kimmel LiveWhich some would say is " ironic" .
که برخی میگویند " متناقضنمایی ".
منبع: CNN 10 Student English September 2018 CollectionSo it's a kind of ironic, I guess.
پس نوعی متناقضنمایی است، حدس میزنم.
منبع: Learning charging stationAn ironic mustache just perked up somewhere.
یک سبیل متناقضنمایی ناگهان جایی سر از پا درآورد.
منبع: The importance of English names.We're out of time. It's ironic, huh?
وقت ما تمام شده است. متناقضنمایی، مگه نه؟
منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)Ironic, huh? Isn't that where gnomes live?
متناقضنمایی، مگه نه؟ آیا آنجا دور زندگی میکنند؟
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3Or fitting, really. Not even ironic.
یا واقعاً مناسب. حتی متناقضنمایی هم نیست.
منبع: Jimmy Kimmel LiveIronic when you think about it.
وقتی به آن فکر میکنید، متناقضنمایی است.
منبع: The meaning of solitude.Ironic by Alanis Morissette. Oh, it looks like Fronic.
متناقضنمایی اثر آلانیس موریستت. اوه، به نظر میرسد مانند فرونیک است.
منبع: The private playlist of a celebrity.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید