irreclaimable

[ایالات متحده]/ɪrɪˈkleɪməbl/
[بریتانیا]/ɪrɪˈkleɪməbl/

ترجمه

adj. قابل بازیابی یا اصلاح نیست؛ قابل کشت نیست؛ اصلاح یا تغییر آن دشوار است؛ قابل بازپس‌گیری نیست

عبارات و ترکیب‌ها

irreclaimable debt

بدهی غیرقابل بازیافت

irreclaimable loss

زیان غیرقابل جبران

irreclaimable damage

آسیب غیرقابل جبران

irreclaimable asset

دارایی غیرقابل بازیافت

irreclaimable waste

ضایعات غیرقابل بازیافت

irreclaimable resources

منابع غیرقابل بازیافت

irreclaimable time

زمان غیرقابل بازیافت

irreclaimable situation

وضعیت غیرقابل جبران

irreclaimable funds

بودجه غیرقابل بازیافت

جملات نمونه

the damage to the environment is often irreclaimable.

آسیب به محیط زیست اغلب غیرقابل جبران است.

once a relationship breaks down, it can become irreclaimable.

هنگامی که یک رابطه از هم می پاشد، می تواند غیرقابل بازگردانی شود.

some resources are considered irreclaimable once depleted.

برخی منابع پس از تخلیه غیرقابل بازیابی در نظر گرفته می شوند.

the lost data was deemed irreclaimable by the technicians.

داده های گمشده توسط تکنسین ها غیرقابل بازیابی تشخیص داده شد.

his trust in her became irreclaimable after the betrayal.

اعتماد او به او پس از خیانت غیرقابل بازیابی شد.

the time wasted on that project was irreclaimable.

زمانی که روی آن پروژه تلف شد غیرقابل جبران بود.

after the accident, the car was considered irreclaimable.

پس از حادثه، خودرو غیرقابل تعمیر تشخیص داده شد.

some memories are irreclaimable once they fade away.

برخی خاطرات پس از محو شدن غیرقابل بازیابی هستند.

the funds lost in the investment were irreclaimable.

وجوهی که در سرمایه گذاری از دست رفت غیرقابل بازیابی بودند.

he felt the opportunity was irreclaimable after the deadline.

او احساس کرد فرصت پس از مهلت مقرر غیرقابل بازیابی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید