irreclaimable debt
بدهی غیرقابل بازیافت
irreclaimable loss
زیان غیرقابل جبران
irreclaimable damage
آسیب غیرقابل جبران
irreclaimable asset
دارایی غیرقابل بازیافت
irreclaimable waste
ضایعات غیرقابل بازیافت
irreclaimable resources
منابع غیرقابل بازیافت
irreclaimable time
زمان غیرقابل بازیافت
irreclaimable situation
وضعیت غیرقابل جبران
irreclaimable funds
بودجه غیرقابل بازیافت
the damage to the environment is often irreclaimable.
آسیب به محیط زیست اغلب غیرقابل جبران است.
once a relationship breaks down, it can become irreclaimable.
هنگامی که یک رابطه از هم می پاشد، می تواند غیرقابل بازگردانی شود.
some resources are considered irreclaimable once depleted.
برخی منابع پس از تخلیه غیرقابل بازیابی در نظر گرفته می شوند.
the lost data was deemed irreclaimable by the technicians.
داده های گمشده توسط تکنسین ها غیرقابل بازیابی تشخیص داده شد.
his trust in her became irreclaimable after the betrayal.
اعتماد او به او پس از خیانت غیرقابل بازیابی شد.
the time wasted on that project was irreclaimable.
زمانی که روی آن پروژه تلف شد غیرقابل جبران بود.
after the accident, the car was considered irreclaimable.
پس از حادثه، خودرو غیرقابل تعمیر تشخیص داده شد.
some memories are irreclaimable once they fade away.
برخی خاطرات پس از محو شدن غیرقابل بازیابی هستند.
the funds lost in the investment were irreclaimable.
وجوهی که در سرمایه گذاری از دست رفت غیرقابل بازیابی بودند.
he felt the opportunity was irreclaimable after the deadline.
او احساس کرد فرصت پس از مهلت مقرر غیرقابل بازیابی بود.
irreclaimable debt
بدهی غیرقابل بازیافت
irreclaimable loss
زیان غیرقابل جبران
irreclaimable damage
آسیب غیرقابل جبران
irreclaimable asset
دارایی غیرقابل بازیافت
irreclaimable waste
ضایعات غیرقابل بازیافت
irreclaimable resources
منابع غیرقابل بازیافت
irreclaimable time
زمان غیرقابل بازیافت
irreclaimable situation
وضعیت غیرقابل جبران
irreclaimable funds
بودجه غیرقابل بازیافت
the damage to the environment is often irreclaimable.
آسیب به محیط زیست اغلب غیرقابل جبران است.
once a relationship breaks down, it can become irreclaimable.
هنگامی که یک رابطه از هم می پاشد، می تواند غیرقابل بازگردانی شود.
some resources are considered irreclaimable once depleted.
برخی منابع پس از تخلیه غیرقابل بازیابی در نظر گرفته می شوند.
the lost data was deemed irreclaimable by the technicians.
داده های گمشده توسط تکنسین ها غیرقابل بازیابی تشخیص داده شد.
his trust in her became irreclaimable after the betrayal.
اعتماد او به او پس از خیانت غیرقابل بازیابی شد.
the time wasted on that project was irreclaimable.
زمانی که روی آن پروژه تلف شد غیرقابل جبران بود.
after the accident, the car was considered irreclaimable.
پس از حادثه، خودرو غیرقابل تعمیر تشخیص داده شد.
some memories are irreclaimable once they fade away.
برخی خاطرات پس از محو شدن غیرقابل بازیابی هستند.
the funds lost in the investment were irreclaimable.
وجوهی که در سرمایه گذاری از دست رفت غیرقابل بازیابی بودند.
he felt the opportunity was irreclaimable after the deadline.
او احساس کرد فرصت پس از مهلت مقرر غیرقابل بازیابی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید