irretrievable

[ایالات متحده]/ɪrɪ'triːvəb(ə)l/
[بریتانیا]/ˌɪrɪ'trivəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر قابل بازیابی یا درمان؛ قابل بازگردانی نیست؛ فراتر از تعمیر.

جملات نمونه

the irretrievable breakdown of their marriage.

فروپاشی غیرقابل بازگشت ازدواج آنها.

"You are supposed to get rid of carelessness, for it often leads to irretrievable errors."

«فرض بر این است که از بی‌احتیاطی خلاص شوید، زیرا اغلب منجر به اشتباهات غیرقابل جبران می‌شود.»

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید