the irretrievable breakdown of their marriage.
فروپاشی غیرقابل بازگشت ازدواج آنها.
"You are supposed to get rid of carelessness, for it often leads to irretrievable errors."
«فرض بر این است که از بیاحتیاطی خلاص شوید، زیرا اغلب منجر به اشتباهات غیرقابل جبران میشود.»
the irretrievable breakdown of their marriage.
فروپاشی غیرقابل بازگشت ازدواج آنها.
"You are supposed to get rid of carelessness, for it often leads to irretrievable errors."
«فرض بر این است که از بیاحتیاطی خلاص شوید، زیرا اغلب منجر به اشتباهات غیرقابل جبران میشود.»
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید