irrecoverably damaged
بدون امکان بازگشت آسیب دیده
irrecoverably lost
بدون امکان بازگشت از دست رفته
irrecoverably broken
بدون امکان بازگشت شکسته
irrecoverably changed
بدون امکان بازگشت تغییر یافته
irrecoverably tainted
بدون امکان بازگشت آلوده شده
being irrecoverably
در حال اتفاق بی امکان بازگشت
irrecoverably altered
بدون امکان بازگشت تغییر یافته
irrecoverably scarred
بدون امکان بازگشت جا میزده
irrecoverably compromised
بدون امکان بازگشت دچار ضرر شده
irrecoverably gone
بدون امکان بازگشت از دست رفته
the damage to the ecosystem was irrecoverably done after the oil spill.
آسیب به محیط زیست پس از نشت نفت به طور غیربازگشتی انجام شد.
his reputation was irrecoverably tarnished by the scandal.
ایشان به دلیل این سکاندال به طور غیربازگشتی نابود شد.
the opportunity to invest was irrecoverably lost when the market crashed.
فرصت سرمایه گذاری وقتی که بازار سقوط کرد به طور غیربازگشتی از دست رفت.
the trust between them was irrecoverably broken after the argument.
این اعتماد بین آنها پس از میانجیگری به طور غیربازگشتی شکست.
the ancient manuscript was irrecoverably damaged by water.
این مانوسکرپت باستانی به طور غیربازگشتی به دلیل آب آسیب دید.
the software code was irrecoverably corrupted during the update.
کد نرم افزار در حین به روز رسانی به طور غیربازگشتی فاسد شد.
the relationship was irrecoverably strained by constant conflict.
این رابطه به دلیل درگیری های مداوم به طور غیربازگشتی آسیب دید.
the data on the hard drive was irrecoverably deleted.
داده ها روی دیسک سخت به طور غیربازگشتی حذف شدند.
the team's morale was irrecoverably affected by the defeat.
انگیزه تیم به دلیل شکست به طور غیربازگشتی تأثیر پذیرفته است.
the historical record was irrecoverably altered by the censorship.
این سوابق تاریخی به دلیل سانسور به طور غیربازگشتی تغییر یافت.
the patient's condition was irrecoverably worsened by the infection.
وضعیت بیمار به دلیل عفونت به طور غیربازگشتی بدتر شد.
irrecoverably damaged
بدون امکان بازگشت آسیب دیده
irrecoverably lost
بدون امکان بازگشت از دست رفته
irrecoverably broken
بدون امکان بازگشت شکسته
irrecoverably changed
بدون امکان بازگشت تغییر یافته
irrecoverably tainted
بدون امکان بازگشت آلوده شده
being irrecoverably
در حال اتفاق بی امکان بازگشت
irrecoverably altered
بدون امکان بازگشت تغییر یافته
irrecoverably scarred
بدون امکان بازگشت جا میزده
irrecoverably compromised
بدون امکان بازگشت دچار ضرر شده
irrecoverably gone
بدون امکان بازگشت از دست رفته
the damage to the ecosystem was irrecoverably done after the oil spill.
آسیب به محیط زیست پس از نشت نفت به طور غیربازگشتی انجام شد.
his reputation was irrecoverably tarnished by the scandal.
ایشان به دلیل این سکاندال به طور غیربازگشتی نابود شد.
the opportunity to invest was irrecoverably lost when the market crashed.
فرصت سرمایه گذاری وقتی که بازار سقوط کرد به طور غیربازگشتی از دست رفت.
the trust between them was irrecoverably broken after the argument.
این اعتماد بین آنها پس از میانجیگری به طور غیربازگشتی شکست.
the ancient manuscript was irrecoverably damaged by water.
این مانوسکرپت باستانی به طور غیربازگشتی به دلیل آب آسیب دید.
the software code was irrecoverably corrupted during the update.
کد نرم افزار در حین به روز رسانی به طور غیربازگشتی فاسد شد.
the relationship was irrecoverably strained by constant conflict.
این رابطه به دلیل درگیری های مداوم به طور غیربازگشتی آسیب دید.
the data on the hard drive was irrecoverably deleted.
داده ها روی دیسک سخت به طور غیربازگشتی حذف شدند.
the team's morale was irrecoverably affected by the defeat.
انگیزه تیم به دلیل شکست به طور غیربازگشتی تأثیر پذیرفته است.
the historical record was irrecoverably altered by the censorship.
این سوابق تاریخی به دلیل سانسور به طور غیربازگشتی تغییر یافت.
the patient's condition was irrecoverably worsened by the infection.
وضعیت بیمار به دلیل عفونت به طور غیربازگشتی بدتر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید