itinerario

[ایالات متحده]/ˌɪtɪˈnærɪəʊ/
[بریتانیا]/ˌɪtɪˈnærioʊ/

ترجمه

n. سابقه مفصل یا شرح سفر یا دریایی، به ویژه شرحی که سفر به هند شرقی را مستند می‌کند.

جملات نمونه

the travel agent prepared a detailed itinerario for our two-week vacation in spain.

عامل مسافرتی یک برنامه سفر دقیق برای تعطیلات دو هفته‌ای ما در اسپانیا تنظیم کرد.

our flexible itinerario allows time for spontaneous detours and unexpected discoveries.

برنامه سفر انعطاف‌پذیر ما زمان برای انحرافات خودجوش و اکتشافات غیرمنتظره‌ای را فراهم می‌کند.

i need to consult the itinerario to confirm our reservation at the coastal restaurant.

من باید برنامه سفر را بررسی کنم تا رزرو ما در رستوران ساحلی را تایید کنم.

the tour guide meticulously followed the itinerario, ensuring we visited every planned landmark.

راهنمای تور با دقت برنامه سفر را دنبال کرد و اطمینان حاصل کرد که از تمام مکان‌های دیدنی برنامه‌ریزی شده بازدید کنیم.

we should adhere closely to the itinerario since our connecting flights are tight.

ما باید به دقت به برنامه سفر پایبند باشیم زیرا پروازهای محلی ما زمان کمی دارند.

the itinerario specified departure times, hotel addresses, and local emergency contacts.

برنامه سفر زمان‌های خروج، آدرس‌های هتل و اطلاعات تماس اضطراری محلی را مشخص کرد.

she documented every stop in her itinerario, creating a useful record for future travelers.

او هر توقف را در برنامه سفر خود مستند کرد و یک سابقه مفید برای مسافران آینده ایجاد کرد.

our family itinerary balanced structured activities with free time for exploration.

برنامه سفر خانوادگی ما فعالیت‌های ساختاریافته را با زمان آزاد برای اکتشاف متعادل می‌کرد.

i accidentally left my itinerario at the airport, but fortunately i had saved it digitally.

من به طور تصادفی برنامه سفر خود را در فرودگاه جا گذاشتم، اما خوشبختانه آن را به صورت دیجیتالی ذخیره کرده بودم.

the comprehensive itinerario included train schedules, museum opening hours, and guided tour bookings.

برنامه سفر جامع شامل برنامه قطار، ساعات کاری موزه و رزروهای تورهای راهنما می‌شد.

our driver referenced the daily itinerario to navigate through the mountainous region safely.

راننده ما برای پیمایش ایمن در منطقه کوهستانی به برنامه سفر روزانه ارجاع داد.

the itinerario suggested several local restaurants that were not listed in the guidebook.

برنامه سفر رستوران‌های محلی متعددی را پیشنهاد کرد که در راهنمای سفر فهرست نشده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید