jabbed

[ایالات متحده]/dʒæbd/
[بریتانیا]/dʒæbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از jab; به ضربه زدن یا چنگ زدن با یک جسم تیز

عبارات و ترکیب‌ها

jabbed in

وارد کردن

jabbed at

به سمت ضربه زدن

jabbed quickly

به سرعت ضربه زدن

jabbed hard

با شدت ضربه زدن

jabbed away

دور کردن

jabbed back

برگشتن

jabbed forward

به جلو ضربه زدن

jabbed repeatedly

به طور مکرر ضربه زدن

jabbed gently

به آرامی ضربه زدن

jabbed twice

دو بار ضربه زدن

جملات نمونه

he jabbed the needle into the orange.

او سوزن را به نارنگی فرو کرد.

she jabbed at the computer screen in frustration.

او با ناامیدی به صفحه نمایش کامپیوتر ضربه زد.

the boxer jabbed his opponent swiftly.

بوکسور حریفش را به سرعت ضربه زد.

he jabbed the button to start the machine.

او دکمه را فشار داد تا دستگاه را روشن کند.

she jabbed the map with her finger to show the location.

او با انگشت خود به نقشه ضربه زد تا مکان را نشان دهد.

he jabbed his elbow into my side.

او آرنجش را به پهلویم کوبید.

the doctor jabbed the vaccine into my arm.

پزشک واکسن را به بازويم تزریق کرد.

she jabbed a fork into the cake to check if it was done.

او یک چنگال را به داخل کیک فرو کرد تا ببیند که پخته شده است یا خیر.

he jabbed a stick into the ground to mark his territory.

او یک چوب را به داخل زمین فرو کرد تا قلمرو خود را مشخص کند.

she jabbed her finger at the chart to emphasize her point.

او با انگشت خود به نمودار اشاره کرد تا نکته خود را برجسته کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید