pierced

[ایالات متحده]/piəst/
[بریتانیا]/pɪrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نفوذ کرده، عبور کرده
adj. نفوذ کرده، عبور کرده
Word Forms
زمان گذشتهpierced
قسمت سوم فعلpierced

عبارات و ترکیب‌ها

pierced ears

گوش‌های سوراخ شده

painfully pierced

به سختی سوراخ شده

pierced the skin

پوست را سوراخ کرد

pierced heart

قلب سوراخ شده

pierced the darkness

تاریکی را سوراخ کرد

emotionally pierced

از نظر احساسی سوراخ شده

arrow pierced through

تیر از میان سوراخ شد

pierced the veil

چادر را سوراخ کرد

pierced the silence

سکوت را سوراخ کرد

pierced billet

بلیط سوراخ شده

جملات نمونه

a shrill voice pierced the air.

صدای جیغ‌مانگیز هوا را شکافت.

The cold pierced him to the bone.

سرما او را تا استخوان‌ها نشاند.

The path pierced the wilderness.

مسیر از دل طبیعت عبور کرد.

The rocket pierced through space.

راکت از میان فضا عبور کرد.

The needle pierced the material.

سوزن از مواد عبور کرد.

A ray of light pierced the darkness.

نوری از میان تاریکی شکافته شد.

A sudden howl pierced the silence.

غرشی ناگهانی سکوت را شکست.

A chill pierced into the marrow.

سرمای هوا به مغز استخوان رسید.

They pierced through the thick forest.

آنها از میان جنگل انبوه عبور کردند.

The spear pierced the lion's heart.

نیزه‌ قلب شیر را نشاند.

a splinter had pierced the skin.

یک ترکه پوست را نشاند.

A nail pierced the tire of our car.

میخ لاستیک ماشین ما را نشاند.

A sharp cry pierced the night air.

فریاد بلندی فضای شب را شکافت.

His heart was pierced with grief.

قلبش از غم شکسته شد.

His shout pierced the din.

جیغ او از میان هیاهو عبور کرد.

The cold pierced his clothes.

سرما لباس‌هایش را نفوذ کرد.

The nurse pierced the skin of the boy with a lancet.

پرستار با یک لانس پوست پسر را نشاند.

The arrow pierced his skull.

تیر به جمجمه او برخورد کرد.

نمونه‌های واقعی

These are pierced ears and my ear lobe is pierced.

این گوش‌ها سوراخ هستند و لوب گوش من سوراخ شده است.

منبع: Learn phrases and vocabulary with Vanessa.

" Have you ever observed that his ears are pierced for earrings? "

"آیا تا به حال متوجه شده‌اید که گوش‌های او برای استفاده از گوشواره سوراخ شده است؟"

منبع: The Adventure of the Red-Headed League

A nail pierced the tire of his car.

یک میخ، لاستیک ماشین او را سوراخ کرد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

And when they do, a survivor's heart can be pierced by a death.

و هنگامی که این اتفاق می‌افتد، قلب یک بازمانده می‌تواند توسط مرگ سوراخ شود.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

The air was pierced by sirens.

هوا توسط آژیرها سوراخ شد.

منبع: A man named Ove decides to die.

He felt the bird lay its beautiful head on the spot where the serpent's fang had pierced.

او احساس کرد که پرنده سر زیبای خود را در مکانی که دندان مار سوراخ کرده بود، قرار داده است.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

They stood in silence as sirens pierced the air to remember the millions perished during World War Two.

آنها در سکوت ایستادند زیرا آژیرها هوا را سوراخ کردند تا یادبود میلیون‌ها کشته شده در طول جنگ جهانی دوم را گرامی بدارند.

منبع: AP Listening Compilation May 2014

Suddenly a sharp pain pierced her foot and she fell.

ناگهان یک درد شدید پا را سوراخ کرد و او افتاد.

منبع: BBC Reading Classics to Learn Vocabulary

A tragedy that has pierced the soul of this nation.

یک تراژدی که روح این ملت را سوراخ کرده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

Some people have a pierced ear lobe. So I do.

برخی از افراد لوب گوش سوراخ دارند. من هم همینطور.

منبع: Learn phrases and vocabulary with Vanessa.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید