jarring

[ایالات متحده]/ˈdʒɑ:rɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɑrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خشن; نامتجانس; ساییدنی
n. صدای ساییدن; درگیری; لرزش
v. شوک; درگیری; صدای خشن ایجاد کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریjarring

عبارات و ترکیب‌ها

jarring noise

صدای آزاردهنده

jarring contrast

تضاد آزاردهنده

jarring effect

اثر آزاردهنده

جملات نمونه

Two of them had been jarring with each other.

دو نفر از آنها با یکدیگر آزاردهنده بودند.

The jarring noise woke me up from my nap.

صدای آزاردهنده مرا از چرت نیم روزانه بیدار کرد.

The sudden change in temperature was quite jarring.

تغییر ناگهانی دما بسیار آزاردهنده بود.

The mismatched colors created a jarring effect.

رنگ‌های نامتناسب جلوه‌ای آزاردهنده ایجاد کردند.

The jarring news left everyone in shock.

اخبار آزاردهنده باعث شوکه شدن همه شد.

The jarring contrast between the two styles was evident.

تضاد آزاردهنده بین دو سبک آشکار بود.

The jarring collision caused a loud noise.

ضربه آزاردهنده باعث ایجاد صدای بلندی شد.

The jarring smell of rotten food filled the room.

بوی آزاردهنده غذای فاسد اتاق را پر کرد.

The jarring feedback from the microphone startled the audience.

بازخورد آزاردهنده از میکروفون باعث حیرت تماشاچیان شد.

The jarring sight of the accident made me gasp.

صحنه آزاردهنده از حادثه باعث شد نفسم بند بیاید.

The jarring rhythm of the music made it hard to dance to.

ریتم آزاردهنده موسیقی باعث شد رقصیدن برایش سخت باشد.

نمونه‌های واقعی

Colors that clash or don't contrast well can be jarring on the eyes.

رنگ‌هایی که با هم تضاد ندارند یا به خوبی کنتراست ندارند، می‌توانند برای چشم‌ها آزاردهنده باشند.

منبع: Popular Science Essays

Wooden-box packaging and overall stuffing will protect our cargo from vibration and jarring.

بسته‌بندی جعبه چوبی و پر کردن کلی، محموله ما را از ارتعاش و ضربه محافظت می‌کند.

منبع: A Brief Guide to Foreign Trade Conversations

Buck threw himself forward, tightening the traces with a jarring lunge.

باک خودش را به جلو پرتاب کرد و با یک حرکت ناگهانی و آزاردهنده، تسمه‌ها را محکم کرد.

منبع: The Call of the Wild

It's very jarring to see that on your own street.

دیدن آن در خیابان خودتان بسیار آزاردهنده است.

منبع: NPR News January 2015 Compilation

There was a grumbling sound and a clanking and jarring of keys.

صدای غرغر شنیده می‌شد و کلنگ زدن و ضربه زدن کلیدها وجود داشت.

منبع: The Sign of the Four

But it is still jarring to see just how profoundly, some countries are affected.

اما هنوز هم آزاردهنده است که ببینیم برخی از کشورها تا چه حد عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفته‌اند.

منبع: NPR News March 2013 Compilation

It's just that it's a little jarring against the president that her husband is.

فقط این است که کمی آزاردهنده است که همسرش رئیس جمهور است.

منبع: VOA Daily Standard March 2019 Collection

So there's this perfect storm of increase demand, jarring changes in delivery and reduced supply.

بنابراین، طوفان کامل افزایش تقاضا، تغییرات آزاردهنده در تحویل و کاهش عرضه وجود دارد.

منبع: CNN Listening Collection July 2020

Others heard a jarring chord at the moment they reached the trick word " was" .

دیگران یک آکورد آزاردهنده را در لحظه‌ای که به کلمه فریب «بود» رسیدند شنیدند.

منبع: The Economist (Summary)

It’s a smooth ride but jarring for the brain, since the landscape moves but no one drives.

یک رانندگی روان است اما برای مغز آزاردهنده است، زیرا منظره حرکت می‌کند اما کسی رانندگی نمی‌کند.

منبع: VOA Video Highlights

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید