a playful jest
یک شوخی بازیگوشانه
jesting around
سرگرم شوخی کردن
jest with friends
با دوستان شوخی کردن
in jest
به عنوان شوخی
jest with
با... شوخی کردن
This is no jesting matter.
این موضوع شوخی نیست.
there are jests about administrative gaffes.
در مورد اشتباهات اداری، لطیفههایی وجود دارد.
lowly virtue is the jest of fools.
فضیلت پایین، خنده ابلهان است.
speak half in jest, half in earnest
نصف شوخی، نصف جدی.
They made a jest of his ignorance.
آنها از نادانی او شوخی کردند.
Please don't jest with me.
لطفاً با من شوخی نکنید.
a court jester; court records.
دلقک دربار؛ سوابق دادگاه
Don’t jest with me, young man.
با من شوخی نکن، جوان.
Do not mind, he is jesting.
نگران نباشید، او شوخی میکند.
Jester: Zowie, that was close!
دلقک: زویی، خیلی نزدیک بود!
The jester brandished his bauble.
دلقک حركتي با زينتپردازياش انجام داد.
I said you look terrible in jest, actually, you look very pretty.
گفتم در شوخی خیلی بد به نظر میرسی، در واقع، خیلی زیبا به نظر میرسی.
"and the name of the jesting valet, Zanni(or zany ), is used to describe any comic "cutup", on the stage or off. "
„و نام خدمتکار شوخیکننده، زانی (یا زانی)، برای توصیف هرگونه فرد خندهدار „بازیگوش“، روی صحنه یا خارج از صحنه استفاده میشود.“
Direction: Jest daub the floor with upper wax by a wax swob.
دستورالعمل: کف را با مومی بالایی با یک اسکراب مومی نقاشی کنید.
Jester: You want to know why the speel didn't break, hmm, Vergil?
دلقک: میخواهی بدانی چرا شعبده شکست نخورد، هوم، ورجیل؟
All jests aside, we're in big trouble. Awitticism is a witty, usually cleverly phrased remark:
به غیر از شوخیها، ما در وضعیت وخیمی هستیم. یک طعنه، معمولاً یک اظهار نظر بامزه و به طور معمول به طرز هوشمندانه ای بیان شده است:
a playful jest
یک شوخی بازیگوشانه
jesting around
سرگرم شوخی کردن
jest with friends
با دوستان شوخی کردن
in jest
به عنوان شوخی
jest with
با... شوخی کردن
This is no jesting matter.
این موضوع شوخی نیست.
there are jests about administrative gaffes.
در مورد اشتباهات اداری، لطیفههایی وجود دارد.
lowly virtue is the jest of fools.
فضیلت پایین، خنده ابلهان است.
speak half in jest, half in earnest
نصف شوخی، نصف جدی.
They made a jest of his ignorance.
آنها از نادانی او شوخی کردند.
Please don't jest with me.
لطفاً با من شوخی نکنید.
a court jester; court records.
دلقک دربار؛ سوابق دادگاه
Don’t jest with me, young man.
با من شوخی نکن، جوان.
Do not mind, he is jesting.
نگران نباشید، او شوخی میکند.
Jester: Zowie, that was close!
دلقک: زویی، خیلی نزدیک بود!
The jester brandished his bauble.
دلقک حركتي با زينتپردازياش انجام داد.
I said you look terrible in jest, actually, you look very pretty.
گفتم در شوخی خیلی بد به نظر میرسی، در واقع، خیلی زیبا به نظر میرسی.
"and the name of the jesting valet, Zanni(or zany ), is used to describe any comic "cutup", on the stage or off. "
„و نام خدمتکار شوخیکننده، زانی (یا زانی)، برای توصیف هرگونه فرد خندهدار „بازیگوش“، روی صحنه یا خارج از صحنه استفاده میشود.“
Direction: Jest daub the floor with upper wax by a wax swob.
دستورالعمل: کف را با مومی بالایی با یک اسکراب مومی نقاشی کنید.
Jester: You want to know why the speel didn't break, hmm, Vergil?
دلقک: میخواهی بدانی چرا شعبده شکست نخورد، هوم، ورجیل؟
All jests aside, we're in big trouble. Awitticism is a witty, usually cleverly phrased remark:
به غیر از شوخیها، ما در وضعیت وخیمی هستیم. یک طعنه، معمولاً یک اظهار نظر بامزه و به طور معمول به طرز هوشمندانه ای بیان شده است:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید