jubilant

[ایالات متحده]/ˈdʒuːbɪlənt/
[بریتانیا]/ˈdʒuːbɪlənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از خوشحالی پرشور؛ شاداب

جملات نمونه

This jubilant nationality is extremely trepid toward melancholy.

این ملیت شاد و خرسند به طرز غیرمعمولی در برابر غمگینی حساس است.

The team was jubilant after winning the championship.

تیم بعد از برنده شدن در مسابقات قهرمانی بسیار شاد و خرسند بود.

The jubilant crowd cheered as the parade passed by.

هواداران شاد و خرسند با تشویق از کنار پاراد گذر کردند.

She was jubilant when she received the good news.

وقتی خبر خوب را دریافت کرد، او بسیار شاد و خرسند بود.

The jubilant children ran around the playground with joy.

کودکان شاد و خرسند با خوشحالی در زمین بازی دویدند.

The jubilant atmosphere filled the room during the celebration.

فضای شاد و خرسند در طول جشن، اتاق را پر کرد.

The jubilant fans erupted into cheers when their team scored a goal.

هواداران شاد و خرسند وقتی تیمشان گل زد، با تشویق فوران کردند.

The jubilant couple danced together at their wedding reception.

زوج شاد و خرسند در مهمانی عروسی خود با هم رقصیدند.

The jubilant students celebrated the end of exams with a party.

دانجویان شاد و خرسند پایان امتحانات را با یک مهمانی جشن گرفتند.

The jubilant mood in the room was contagious, spreading to everyone present.

فضای شاد و خرسند در اتاق مسری بود و به همه حاضرین سرایت کرد.

The jubilant choir sang with passion and enthusiasm during the concert.

کر شاد و خرسند با شور و اشتیاق در طول کنسرت آواز خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید