This jubilant nationality is extremely trepid toward melancholy.
این ملیت شاد و خرسند به طرز غیرمعمولی در برابر غمگینی حساس است.
The team was jubilant after winning the championship.
تیم بعد از برنده شدن در مسابقات قهرمانی بسیار شاد و خرسند بود.
The jubilant crowd cheered as the parade passed by.
هواداران شاد و خرسند با تشویق از کنار پاراد گذر کردند.
She was jubilant when she received the good news.
وقتی خبر خوب را دریافت کرد، او بسیار شاد و خرسند بود.
The jubilant children ran around the playground with joy.
کودکان شاد و خرسند با خوشحالی در زمین بازی دویدند.
The jubilant atmosphere filled the room during the celebration.
فضای شاد و خرسند در طول جشن، اتاق را پر کرد.
The jubilant fans erupted into cheers when their team scored a goal.
هواداران شاد و خرسند وقتی تیمشان گل زد، با تشویق فوران کردند.
The jubilant couple danced together at their wedding reception.
زوج شاد و خرسند در مهمانی عروسی خود با هم رقصیدند.
The jubilant students celebrated the end of exams with a party.
دانجویان شاد و خرسند پایان امتحانات را با یک مهمانی جشن گرفتند.
The jubilant mood in the room was contagious, spreading to everyone present.
فضای شاد و خرسند در اتاق مسری بود و به همه حاضرین سرایت کرد.
The jubilant choir sang with passion and enthusiasm during the concert.
کر شاد و خرسند با شور و اشتیاق در طول کنسرت آواز خواند.
This jubilant nationality is extremely trepid toward melancholy.
این ملیت شاد و خرسند به طرز غیرمعمولی در برابر غمگینی حساس است.
The team was jubilant after winning the championship.
تیم بعد از برنده شدن در مسابقات قهرمانی بسیار شاد و خرسند بود.
The jubilant crowd cheered as the parade passed by.
هواداران شاد و خرسند با تشویق از کنار پاراد گذر کردند.
She was jubilant when she received the good news.
وقتی خبر خوب را دریافت کرد، او بسیار شاد و خرسند بود.
The jubilant children ran around the playground with joy.
کودکان شاد و خرسند با خوشحالی در زمین بازی دویدند.
The jubilant atmosphere filled the room during the celebration.
فضای شاد و خرسند در طول جشن، اتاق را پر کرد.
The jubilant fans erupted into cheers when their team scored a goal.
هواداران شاد و خرسند وقتی تیمشان گل زد، با تشویق فوران کردند.
The jubilant couple danced together at their wedding reception.
زوج شاد و خرسند در مهمانی عروسی خود با هم رقصیدند.
The jubilant students celebrated the end of exams with a party.
دانجویان شاد و خرسند پایان امتحانات را با یک مهمانی جشن گرفتند.
The jubilant mood in the room was contagious, spreading to everyone present.
فضای شاد و خرسند در اتاق مسری بود و به همه حاضرین سرایت کرد.
The jubilant choir sang with passion and enthusiasm during the concert.
کر شاد و خرسند با شور و اشتیاق در طول کنسرت آواز خواند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید