judgement

[ایالات متحده]/ˈdʒʌdʒmənt/
[بریتانیا]/ˈdʒʌdʒmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی اتخاذ تصمیمات مورد نظر یا رسیدن به نتیجه‌گیری‌های منطقی؛ یک نظر یا ارزیابی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

use good judgement

از قضاوت خوب استفاده کنید

exercise sound judgement

قضاوت خوب اعمال کنید

trust your judgement

به قضاوت خود اعتماد کنید

impartial judgement

قضاوت بی‌طرفانه

final judgement

قضاوت نهایی

error in judgement

اشتباه در قضاوت

snap judgement

قضاوت سریع

clouded judgement

قضاوت مبهم

value judgement

قضاوت ارزشی

subjective judgement

قضاوت سوبژکتیو

judgement day

روز قیامت

day of judgement

روز قیامت

جملات نمونه

respond the judgement of the court

پاسخ دادن به رأی دادگاه

her judgement was dead on.

قضاوت او کاملاً درست بود.

ill judgement dogs the unsuccessful.

قضاوت نادرست سگ‌ها را ناموفق می‌کند.

that is not, in my judgement , the end of the matter.

به نظر من، این پایان کار نیست.

he passed judgement on the accused.

او درباره متهم قضاوت کرد.

passing judgement on these crucial issues.

قضاوت در مورد این مسائل حیاتی.

governments' judgements are value-laden.

قضاوت‌های دولت‌ها ارزش‌محور هستند.

your sense of judgement is a bit wonky at the moment.

در حال حاضر، حس قضاوت شما کمی عجیب است.

affirm a judgement of the lower court

تایید یک حکم دادگاه پایین‌تر

It's without vainness or judgement,

بدون خودستایی یا قضاوت است،

The judgement passed against him.

رأی صادر شده علیه او.

The disaster was seen as a judgement from on high.

فاجعه به عنوان داوری از بالا تلقی شد.

This is a subjective judgement of her abilities.

این یک قضاوت ذهنی از توانایی‌های او است.

Judgement of Wisdom: It is no longer possible for the mana energize effect to trigger off of reapplication of the Judgement of Wisdom.

قضاوت خرد: دیگر نمی توان اثر انرژی بخشیدن مانا را با اعمال مجدد قضاوت خرد فعال کرد.

1) Judgement of Wisdom: It is no longer possible for the mana energize effect to trigger off of reapplication of the Judgement of Wisdom.

1) قضاوت خرد: دیگر نمی توان اثر انرژی بخشیدن مانا را با اعمال مجدد قضاوت خرد فعال کرد.

Remember to be tactful when expressing a personal judgement.

به یاد داشته باشید که هنگام بیان یک قضاوت شخصی، مؤدب باشید.

a judgement fenced around with proper scholarly dubitation.

یک قضاوت که با تردید علمی مناسب حصار کشی شده است.

they make subjective judgements about children's skills.

آنها قضاوت‌های ذهنی در مورد مهارت‌های کودکان می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید