judgings

[ایالات متحده]/ˈdʒʌdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒʌdʒɪŋ/

ترجمه

v. حالت شابه گذاری دادن، به معنای عمل داوری یا ارزیابی

عبارات و ترکیب‌ها

judging by

بر اساس

جملات نمونه

the constant judgings about her appearance were hurtful.

ارزیابی‌های مداوم درباره ظاهر او آسیب‌زای بود.

people's judgments and judgings often reveal more about themselves.

ارزیابی‌های افراد و ارزیابی‌های آن‌ها اغلب بیشتر درباره خودشان را نشان می‌دهد.

she ignored the unfair judgings and followed her heart.

او ارزیابی‌های نابجا را نادیده گرفت و به قلب خود گوش داد.

the judgings from society can be crushing to one's spirit.

ارزیابی‌های اجتماعی می‌تواند روح فرد را فرو خورده کند.

his judgings were based on prejudice rather than facts.

ارزیابی‌های او بر اساس پیش‌داوری و نه واقعیت‌ها بود.

the celebrity faced constant media judgings about her weight.

این ستاره با ارزیابی‌های مداوم رسانه‌ای درباره وزن خود مواجه شد.

we should avoid harsh judgings when we don't know the full story.

ما باید ارزیابی‌های سخت را وقتی که تمام داستان را نمی‌دانیم اجتناب کنیم.

the judgings came quickly from all sides.

ارزیابی‌ها از تمام جهات به سرعت آمدند.

her judgings were always fair and considered.

ارزیابی‌های او همیشه عادلانه و با در نظر گرفتن موارد بود.

the committee's judgings needed to be documented properly.

ارزیابی‌های کمیته نیاز داشت که به درستی ثبت شوند.

he regretted his hasty judgings after learning the truth.

او پس از یادگیری واقعیت، ارزیابی‌های خود را پس از آن پشیمان شد.

public judgings can destroy reputations unfairly.

ارزیابی‌های عمومی می‌تواند به طور ناعادلانه اعتبارات را نابود کند.

the judge's judgings in the case set an important precedent.

ارزیابی‌های دادگاه در این پرونده یک نمونه مهمی را تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید