juggling

[ایالات متحده]/'dʒʌɡliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فریبنده; مربوط به ترفندهای جادو; فریبکار
n. اجرای ترفندهای مختلف; فریب
v. ترفندها را اجرا کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریjuggling
جمعjugglings

عبارات و ترکیب‌ها

juggling balls

توپ‌های شعبده

juggling act

اجرای شعبده

juggling pins

مهره‌های شعبده

juggling tricks

ترفندهای شعبده

جملات نمونه

The accountant went to prison for juggling his firm's accounts.

حسابدار به دلیل دستکاری حساب‌های شرکتش به زندان رفت.

she works full time, juggling her career with raising children.

او تمام وقت کار می‌کند، در حالی که شغلی خود را با بزرگ کردن فرزندانش تطبیق می‌دهد.

juggled the ball but finally caught it; shook hands while juggling a cookie and a teacup.

توپ را فریب داد اما در نهایت آن را گرفت؛ در حالی که یک کوکی و یک فنجان چای را فریب می‌داد دست داد.

Managing her home life and work was proving to be something of a juggling act.

مدیریت زندگی خانگی و کارش در حال اثبات این بود که نوعی تلاش برای تطبیق دادن است.

It is an excellent thing for ruffianism and an admirable thing for the police to be on such intimate juggling terms with the night.

این یک چیز عالی برای زورگویی و یک چیز قابل تحسین برای پلیس است که در چنین شرایط صمیمانه ای با شب درگیر باشند.

One thing I can say is that you'll have fun with the responsibilities of eldercare if you enjoy running the high hurdles while juggling angry badgers.

یک چیزی که می‌توانم بگویم این است که اگر از دویدن با مانع در حالی که دارت‌های عصبانی را به هوا پرتاب می‌کنید، لذت می‌برید، مسئولیت‌های مراقبت از سالمندان را سرگرم‌کننده خواهید یافت.

نمونه‌های واقعی

Treasury Secretary Jack Lew has some experience juggling.

وزیر خزانه‌داری، جک لو، تجربه ای در مهارت ژانگلداری دارد.

منبع: CNN Listening February 2014 Collection

I'm juggling two guys. I'm sowing my wild oats.

من در حال ژانگلداری دو نفر هستم. من در حال تجربه کردن هستم.

منبع: Friends Season 3

So you're juggling popcorn, chocolate and caramel?

پس شما در حال ژانگلداری پاپ کورن، شکلات و کارامل هستید؟

منبع: Gourmet Base

Oh, and I'm a dork for juggling.

اوه، و من به خاطر ژانگلداری احمق هستم.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

Yes, they are skilled in the art of juggling.

بله، آنها در هنر ژانگلداری مهارت دارند.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

How many men do you think I'm juggling?

فکر می کنید من چند مرد را ژانگلداری می کنم؟

منبع: Deadly Women

You said juggling was dumb, too. Well, it is.

شما گفتید ژانگلداری هم احمقانه است. خب، هست.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

" You're juggling more than you normally would, " she said.

" شما بیشتر از حد معمول ژانگلداری می کنید،" او گفت.

منبع: VOA Slow English Technology

There's a, an old saying in juggling.

در ژانگلداری یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

And now they have to perform this kind of juggling act.

و حالا آنها باید این نوع ژانگلداری را اجرا کنند.

منبع: Financial Times

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید