julienned

[ایالات متحده]/ˈdʒuːliˌɛnd/
[بریتانیا]/ˈdʒuːliˌɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (به نوارهای نازک برش خورده)
n. سبزیجات ژولین (نوعی سوپ)

عبارات و ترکیب‌ها

julienned vegetables

سبزیجات خلال‌دار

julienned carrots

هویج خلال‌دار

julienned cucumber

خیار خلال‌دار

julienned peppers

فلفل خلال‌دار

julienned zucchini

کدو خلال‌دار

julienned ginger

زنجبیل خلال‌دار

julienned onion

پیاز خلال‌دار

julienned radish

ترب خلال‌دار

julienned apple

سیب خلال‌دار

julienned beets

چغندر خلال‌دار

جملات نمونه

the chef julienned the vegetables for the stir-fry.

سرآشپز سبزیجات را برای سرخ‌کردنی خلال کرد.

for the salad, julienned carrots add a nice texture.

برای سالاد، هویج خلال شده بافتی دلپذیر به آن می‌بخشد.

she prefers her zucchini to be julienned for easier cooking.

او ترجیح می‌دهد کدو سبز خود را خلال کند تا پخت آن آسان‌تر باشد.

julienned bell peppers can brighten up any dish.

فلفل دلمه‌ای خلال شده می‌تواند هر غذایی را زیباتر کند.

he julienned the onions to enhance the flavor of the soup.

او پیازها را خلال کرد تا طعم سوپ را بهبود بخشد.

for presentation, julienned radishes look very appealing.

برای ارائه، خیارشور خلال شده بسیار جذاب به نظر می‌رسد.

julienned ginger can elevate the taste of your stir-fry.

زنجبیل خلال شده می‌تواند طعم سرخ‌کردنی شما را ارتقا دهد.

the recipe calls for julienned cucumbers as a garnish.

دستور غذا خواستار خیار خلال شده به عنوان یک چاشنی است.

he enjoys making sushi with julienned vegetables inside.

او از درست کردن سوشی با سبزیجات خلال شده در داخل آن لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید