thinly sliced
به صورت نازک برش داده شده
finely sliced
به صورت نازک برش خورده
roughly sliced
به صورت برش خورده
evenly sliced
به صورت یکنواخت برش خورده
sliced bread
نان برش خورده
The harvester sliced the field.
کمباین مزاصله را برش زد.
I sliced the bread.
من نان را برش زدم.
She sliced the pineapple.
او آناناس را برش زد.
She sliced the bread thin.
او نان را نازک برش زد.
He sliced the ball.
او توپ را برش زد.
he sliced 70 seconds off the record.
او 70 ثانیه از رکورد کم کرد.
Grimsby sliced through Swindon's defence.
گریمسبی از دفاع سویندون عبور کرد.
The destroyer sliced through the water.
نابودکننده از میان آب عبور کرد.
He sliced his fingers.
او انگشتانش را برش زد.
She sliced me a piece of meat.
او یک تکه گوشت برای من برش زد.
He sliced the bread into thin and flat pieces.
او نان را به تکههای نازک و صاف برش زد.
Woods sliced the ball into the net to level the score.
وودز توپ را به درون دروازه زد تا نتیجه مساوی شود.
it has been sliced longways to show the internal structure.
آن را از طول برش دادهاند تا ساختار داخلی را نشان دهد.
he sliced a corner from a fried egg.
او گوشه ای از یک تخم مرغ سرخ شده را برش زد.
Evans went and sliced a corner into his own net.
اوانز رفت و یک کرنر را به درون دروازه خود زد.
he cut his finger, and blood spurted over the sliced potatoes.
او انگشتش را برش زد و خون روی سیبزمینیهای برش خورده پرید.
thinly sliced
به صورت نازک برش داده شده
finely sliced
به صورت نازک برش خورده
roughly sliced
به صورت برش خورده
evenly sliced
به صورت یکنواخت برش خورده
sliced bread
نان برش خورده
The harvester sliced the field.
کمباین مزاصله را برش زد.
I sliced the bread.
من نان را برش زدم.
She sliced the pineapple.
او آناناس را برش زد.
She sliced the bread thin.
او نان را نازک برش زد.
He sliced the ball.
او توپ را برش زد.
he sliced 70 seconds off the record.
او 70 ثانیه از رکورد کم کرد.
Grimsby sliced through Swindon's defence.
گریمسبی از دفاع سویندون عبور کرد.
The destroyer sliced through the water.
نابودکننده از میان آب عبور کرد.
He sliced his fingers.
او انگشتانش را برش زد.
She sliced me a piece of meat.
او یک تکه گوشت برای من برش زد.
He sliced the bread into thin and flat pieces.
او نان را به تکههای نازک و صاف برش زد.
Woods sliced the ball into the net to level the score.
وودز توپ را به درون دروازه زد تا نتیجه مساوی شود.
it has been sliced longways to show the internal structure.
آن را از طول برش دادهاند تا ساختار داخلی را نشان دهد.
he sliced a corner from a fried egg.
او گوشه ای از یک تخم مرغ سرخ شده را برش زد.
Evans went and sliced a corner into his own net.
اوانز رفت و یک کرنر را به درون دروازه خود زد.
he cut his finger, and blood spurted over the sliced potatoes.
او انگشتش را برش زد و خون روی سیبزمینیهای برش خورده پرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید