junkyard

[ایالات متحده]/ˈdʒʌnkjɑːd/
[بریتانیا]/ˈdʒʌnkjɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی که زباله‌ها یا اقلام دور ریخته شده در آن ذخیره می‌شوند؛ محلی برای انباشت زباله یا وسایل نقلیه دور ریخته شده
Word Forms
جمعjunkyards

عبارات و ترکیب‌ها

junkyard dog

سگ سگ‌باز

junkyard art

هنر ضایعات

junkyard treasure

گنجینه‌ی ضایعات

junkyard parts

قطعات ضایعاتی

junkyard finds

یافته‌های ضایعاتی

junkyard sale

فروش ضایعات

junkyard vehicle

خودروی ضایعاتی

junkyard scrap

ضایعات آهن

junkyard cleanup

پاک‌سازی ضایعات

junkyard business

کسب‌وکار ضایعات

جملات نمونه

the old car was left in the junkyard for years.

خودروی قدیمی سال‌ها در تعمیرگاه رها شده بود.

he found a rare part in the junkyard.

او یک قطعه کمیاب در تعمیرگاه پیدا کرد.

the junkyard was filled with discarded appliances.

تعمیرگاه پر از وسایل از کار افتاده بود.

they decided to explore the junkyard for treasure.

آنها تصمیم گرفتند تعمیرگاه را به دنبال گنج بررسی کنند.

the artist used items from the junkyard to create sculptures.

هنرمند از وسایل تعمیرگاه برای ساخت مجسمه استفاده کرد.

you can often find useful materials in a junkyard.

اغلب می توانید مواد مفید را در تعمیرگاه پیدا کنید.

the junkyard was a popular spot for diy enthusiasts.

تعمیرگاه یک مکان محبوب برای علاقه مندان به دی آی یو بود.

he spent the weekend cleaning up the junkyard.

او آخر هفته را به تمیز کردن تعمیرگاه اختصاص داد.

they salvaged metal from the junkyard for their project.

آنها فلز را از تعمیرگاه برای پروژه خود بازیابی کردند.

the junkyard had a strange charm to it.

تعمیرگاه جذابیت عجیبی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید