jury-rigged

[ایالات متحده]/[ˈdʒʊəriˈrɪɡd]/
[بریتانیا]/[ˈdʒʊəriˈrɪɡd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خلق شده و موقتی؛ با تعمیرات یا راه‌حل‌های موقتی.
v. ساختن یا تعمیر کردن چیزی به صورت موقت یا خلق شده.
adv. به صورت موقت یا خلق شده.

عبارات و ترکیب‌ها

jury-rigged solution

راه‌حل سریع‌سازی‌شده

jury-rigged system

سیستم سریع‌سازی‌شده

jury-rigged device

دستگاه سریع‌سازی‌شده

jury-rigged setup

راه‌اندازی سریع‌سازی‌شده

jury-rigged approach

رویکرد سریع‌سازی‌شده

jury-rigged quickly

سریع‌سازی‌شده به سرعت

jury-rigged temporarily

سریع‌سازی‌شده موقتی

jury-rigged together

سریع‌سازی‌شده به‌هم‌پیوسته

jury-rigged now

سریع‌سازی‌شده اکنون

جملات نمونه

we had a jury-rigged solution to the power outage, using extension cords and a generator.

ما یک راه‌حل موقت برای قطع برق داشتیم که از کابل‌های اتصال و یک ژنراتور استفاده می‌کرد.

the car's jury-rigged wiring was a fire hazard, but it got us across the desert.

سیم‌کشی موقت ماشین یک خطر آتش‌سوزی بود، اما ما را از طرفی صحرا عبور داد.

the team came up with a jury-rigged system to track inventory during the busy season.

تیم یک سیستم موقت برای ردیابی موجودی در فصل مشغولی ایجاد کرد.

it was a jury-rigged setup, but the lighting worked perfectly for the photoshoot.

این یک نصب موقت بود، اما روشنایی برای فتوشاپ کارایی کاملی انجام داد.

the scientist used a jury-rigged apparatus to measure the unusual radiation levels.

دانشمند از یک دستگاه موقت برای اندازه‌گیری سطح تابش غیرمعمول استفاده کرد.

the stage lighting was jury-rigged, relying on duct tape and spare bulbs.

روشنایی صحنه به صورت موقتی تنظیم شده بود و از نیروکش و لامپ‌های اضافی استفاده می‌کرد.

he built a jury-rigged computer from spare parts he found at the electronics store.

او یک کامپیوتر موقتی را از قطعات اضافی که در فروشگاه الکترونیک پیدا کرد ساخت.

the radio antenna was jury-rigged, but it still managed to pick up the signal.

آنتن رادیو به صورت موقتی تنظیم شده بود، اما هنوز هم می‌توانست سیگنال را دریافت کند.

the software was a jury-rigged combination of different programs, not ideal but functional.

نرم‌افزار یک ترکیب موقت از برنامه‌های مختلف بود، ایده‌آل نبود اما کاربردی بود.

we needed a jury-rigged way to hold the shelf up until we could buy proper brackets.

ما به یک روش موقتی برای نگه داشتن رف نیاز داشتیم تا بتوانیم قاب‌های مناسب بخریم.

the old projector had a jury-rigged cooling fan that made a terrible noise.

پروژکتور قدیمی یک فن خنک‌کننده موقتی داشت که صدای وحشتناکی ایجاد می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید