kebab

[ایالات متحده]/kɪ'bæb/
[بریتانیا]/kɪ'bæb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌های کبابی و سیخ‌زده از گوشت مزه‌دار شده، معمولاً گوشت بره، در آشپزی هندی
Word Forms
جمعkebabs
شکل سوم شخص مفردkebabs

جملات نمونه

Food Matching: Aperitif –frogs's legs, snail, little frying, quenelle, kebab of scallop, smoked trout, turkey escalope coaked with breadcrumbs

جفت‌گیری غذا: نوشیدنی پیش غذا - پا‌های قورباغه، حلزون، سرخ‌کردنی کوچک، کنل، کباب صدف، ماهی قزل‌آلا دودی، اسکلپ گوشت ترکی با آرد سوخاری

I love eating kebabs at the street food market.

من عاشق خوردن کباب در بازار غذاهای خیابانی هستم.

The aroma of grilled kebabs filled the air.

بوی کبابهای گریل شده هوا را پر کرد.

She ordered a chicken kebab with extra spicy sauce.

او یک کباب مرغ با سس فوق العاده تند سفارش داد.

The restaurant serves delicious lamb kebabs.

رستوران کبابهای بره خوشمزه سرو می کند.

I can never resist a juicy beef kebab.

من نمی توانم در برابر یک کباب گوشت آبدار مقاومت کنم.

We had a picnic in the park and grilled some kebabs.

ما در پارک پیک نیک داشتیم و چند کباب گریل کردیم.

The chef marinated the kebabs overnight for maximum flavor.

سرآشپز کبابها را برای طعم بیشتر یک شبه مزه دار کرد.

The skewers for the kebabs are made of stainless steel.

سیخ های کباب از جنس استیل ضد زنگ هستند.

I like to pair my kebabs with a side of grilled vegetables.

من دوست دارم کبابهایم را با یک طرف سبزیجات گریل شده همراه کنم.

The kebab shop offers a variety of sauces to choose from.

فروشگاه کباب انواع سس ها را برای انتخاب ارائه می دهد.

نمونه‌های واقعی

I saw lots of grapes and ate lots of mutton kebabs.

من انگورهای زیادی دیدم و مقدار زیادی کباب گوشت خوردم.

منبع: People's Education Press PEP Primary School English Grade 6 Volume 2

We now cook lamb, chicken, kebabs, paneer.

ما اکنون گوشت بره، مرغ، کباب و پنیر می‌پزیم.

منبع: Connection Magazine

But what are we doing there? Should we make kebabs?

اما ما آنجا چه کار می‌کنیم؟ آیا باید کباب درست کنیم؟

منبع: Gourmet Base

Zibo kebabs are the perfect treat for a budget traveller.

کباب‌های زيبو یک خوراکی عالی برای مسافران با بودجه محدود هستند.

منبع: The Economist - Finance

We should also cook a couple dozen hot dogs and kebabs.

ما همچنین باید چند ده سوسیس و کباب بپزیم.

منبع: EnglishPod 181-270

I also love Middle Eastern food, love Lebanese food, kebabs, meats, hummus.

من همچنین عاشق غذاهای خاورمیانه هستم، عاشق غذاهای لبنانی، کباب، گوشت و חומוס.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

Caledonian Road in Islington, close to rapidly-changing King's Cross, is still full of kebab shops.

خیابان کلدونی در ایسلینگتون، نزدیک به کینگز کراس که به سرعت در حال تغییر است، هنوز مملو از مغازه‌های کباب‌فروشی است.

منبع: The Economist (Summary)

Zibo's kebabs have been one of the top items to tick off from the list.

کباب‌های زيبو یکی از بهترین مواردی بوده که از لیست خط زده‌ایم.

منبع: The Economist - Finance

We cooked the shrimp kebabs on the grill.

ما کباب‌های میگو را روی گریل پختیم.

منبع: Oxford University: English Vocabulary Course

So this of course is a Wigan kebab.

بنابراین این البته یک کباب ویگان است.

منبع: Notes on Life in the UK

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید