kilned clay
خاک پخته
kilned bricks
آجر پخته
kilned pottery
ظروف سفالی پخته
kilned tiles
کاشی پخته
kilned ceramics
سرامیک پخته
kilned stone
سنگ پخته
kilned wood
چوب پخته
kilned glaze
لعاب پخته
kilned materials
مواد پخته
kilned products
محصولات پخته
the pottery was kilned at a high temperature to ensure durability.
ظروف سفالی در دمای بالا پخته شدند تا دوام آن ها تضمین شود.
after being kilned, the bricks were ready for construction.
پس از پخته شدن، آجرها آماده ساخت و ساز بودند.
she learned how to create beautifully kilned ceramics.
او یاد گرفت که چگونه سرامیک های پخته شده زیبا خلق کند.
the artist prefers using kilned clay for her sculptures.
هنرمند ترجیح می دهد از خاک رس پخته شده برای مجسمه های خود استفاده کند.
he explained the process of how the clay is kilned.
او فرآیند پخته شدن خاک رس را توضیح داد.
the kilned tiles were used to decorate the floor.
کاشی های پخته شده برای تزئین کف استفاده شدند.
they visited a factory where pottery is kilned.
آنها از کارخانه ای که سفال پخته می شود بازدید کردند.
properly kilned materials enhance the quality of the final product.
مواد پخته شده به درستی کیفیت محصول نهایی را افزایش می دهند.
the workshop taught techniques for making kilned art pieces.
کارگاه تکنیک های ساخت آثار هنری پخته شده را آموزش داد.
she showcased her kilned creations at the art exhibition.
او آثار هنری پخته شده خود را در نمایشگاه هنر به نمایش گذاشت.
kilned clay
خاک پخته
kilned bricks
آجر پخته
kilned pottery
ظروف سفالی پخته
kilned tiles
کاشی پخته
kilned ceramics
سرامیک پخته
kilned stone
سنگ پخته
kilned wood
چوب پخته
kilned glaze
لعاب پخته
kilned materials
مواد پخته
kilned products
محصولات پخته
the pottery was kilned at a high temperature to ensure durability.
ظروف سفالی در دمای بالا پخته شدند تا دوام آن ها تضمین شود.
after being kilned, the bricks were ready for construction.
پس از پخته شدن، آجرها آماده ساخت و ساز بودند.
she learned how to create beautifully kilned ceramics.
او یاد گرفت که چگونه سرامیک های پخته شده زیبا خلق کند.
the artist prefers using kilned clay for her sculptures.
هنرمند ترجیح می دهد از خاک رس پخته شده برای مجسمه های خود استفاده کند.
he explained the process of how the clay is kilned.
او فرآیند پخته شدن خاک رس را توضیح داد.
the kilned tiles were used to decorate the floor.
کاشی های پخته شده برای تزئین کف استفاده شدند.
they visited a factory where pottery is kilned.
آنها از کارخانه ای که سفال پخته می شود بازدید کردند.
properly kilned materials enhance the quality of the final product.
مواد پخته شده به درستی کیفیت محصول نهایی را افزایش می دهند.
the workshop taught techniques for making kilned art pieces.
کارگاه تکنیک های ساخت آثار هنری پخته شده را آموزش داد.
she showcased her kilned creations at the art exhibition.
او آثار هنری پخته شده خود را در نمایشگاه هنر به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید