He was wearing a Roman kilt and laurel wreath.
او یک لباس مردانه اسکاتلندی به سبک رومی و حلقه مریم گل داشت.
Long-haul flights tend to throw your body clock out of kilter for a couple of days.
پروازهای طولانی مدت معمولاً ساعت بدن شما را برای چند روز به هم میریزند.
Her slate-blue skirts were kilted boldly about her waist and dovetailed behind her.
دامن خاکستری آبی رنگش به شجاعت دور کمرش بسته شده بود و پشت سرش به هم گره خورده بود.
The "woman" is a kilted Scot, and the "monster" is his bagpipe.The Scot challenges Bugs to a game of golf.
زن یک اسکات با دامنی است و هیولا، نیزن اوست. اسکات، باگ را به یک بازی گلف به چالش میکشد.
He proudly wore his family's tartan kilt to the wedding.
او به افتخار لباس سنتی خانوادگی اش، دامنی اسکاتلندی چهارخانه، در عروسی پوشید.
The traditional Scottish kilt is usually made of wool.
دامنه اسکاتلندی سنتی معمولاً از پشم ساخته می شود.
She learned how to properly pleat a kilt for the Highland dance competition.
او یاد گرفت که چگونه دامنه را به درستی برای مسابقه رقص های هایلند تا بزند.
The bagpiper played while wearing his kilt at the festival.
نوازنده ساز بَگ پایپ در حالی که دامنه اسکاتلندی خود را پوشیده بود، در جشنواره اجرا کرد.
He felt a sense of pride wearing his clan's kilt during the ceremony.
او در طول مراسم، احساس غرور کرد در حالی که دامنه قبیله اش را پوشیده بود.
The kilt is a symbol of Scottish heritage and culture.
دامنه نمادی از فرهنگ و میراث اسکاتلند است.
She carefully folded her father's kilt after the event.
او پس از رویداد، دامنه پدرش را با دقت تا کرد.
He wore a sporran with his kilt to hold his belongings.
او یک اسپوران با دامنه اش پوشید تا متعلقاتش را در آن قرار دهد.
The Scottish dancers twirled gracefully in their colorful kilts.
رقصندگان اسکاتلندی به طور ظریف در دامنه های رنگارنگ خود چرخیدند.
The kilt is a versatile garment suitable for various occasions.
دامنه یک لباس کاربردی است که برای مناسبت های مختلف مناسب است.
He was wearing a Roman kilt and laurel wreath.
او یک لباس مردانه اسکاتلندی به سبک رومی و حلقه مریم گل داشت.
Long-haul flights tend to throw your body clock out of kilter for a couple of days.
پروازهای طولانی مدت معمولاً ساعت بدن شما را برای چند روز به هم میریزند.
Her slate-blue skirts were kilted boldly about her waist and dovetailed behind her.
دامن خاکستری آبی رنگش به شجاعت دور کمرش بسته شده بود و پشت سرش به هم گره خورده بود.
The "woman" is a kilted Scot, and the "monster" is his bagpipe.The Scot challenges Bugs to a game of golf.
زن یک اسکات با دامنی است و هیولا، نیزن اوست. اسکات، باگ را به یک بازی گلف به چالش میکشد.
He proudly wore his family's tartan kilt to the wedding.
او به افتخار لباس سنتی خانوادگی اش، دامنی اسکاتلندی چهارخانه، در عروسی پوشید.
The traditional Scottish kilt is usually made of wool.
دامنه اسکاتلندی سنتی معمولاً از پشم ساخته می شود.
She learned how to properly pleat a kilt for the Highland dance competition.
او یاد گرفت که چگونه دامنه را به درستی برای مسابقه رقص های هایلند تا بزند.
The bagpiper played while wearing his kilt at the festival.
نوازنده ساز بَگ پایپ در حالی که دامنه اسکاتلندی خود را پوشیده بود، در جشنواره اجرا کرد.
He felt a sense of pride wearing his clan's kilt during the ceremony.
او در طول مراسم، احساس غرور کرد در حالی که دامنه قبیله اش را پوشیده بود.
The kilt is a symbol of Scottish heritage and culture.
دامنه نمادی از فرهنگ و میراث اسکاتلند است.
She carefully folded her father's kilt after the event.
او پس از رویداد، دامنه پدرش را با دقت تا کرد.
He wore a sporran with his kilt to hold his belongings.
او یک اسپوران با دامنه اش پوشید تا متعلقاتش را در آن قرار دهد.
The Scottish dancers twirled gracefully in their colorful kilts.
رقصندگان اسکاتلندی به طور ظریف در دامنه های رنگارنگ خود چرخیدند.
The kilt is a versatile garment suitable for various occasions.
دامنه یک لباس کاربردی است که برای مناسبت های مختلف مناسب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید