skirt

[ایالات متحده]/skɜːt/
[بریتانیا]/skɜːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباسی که توسط زنان و دختران پوشیده می‌شود و از کمر آویزان است و قسمت پایین بدن را می‌پوشاند
vt. دور زدن یا اجتناب از لبه چیزی
vi. دور زدن یا در امتداد لبه چیزی رفتن
Word Forms
جمعskirts
صفت یا فعل حال استمراریskirting
زمان گذشتهskirted
قسمت سوم فعلskirted
شکل سوم شخص مفردskirts

عبارات و ترکیب‌ها

short skirt

دامن کوتاه

pleated skirt

دامن چین‌دار

floral skirt

دامن گلدار

maxi skirt

دامن ماکسی

denim skirt

دامن جین

piston skirt

دامن پیستون

mini skirt

دامن کوتاه

skirt length

طول دامن

جملات نمونه

a skirt with accordion pleats

دامن با چین‌دار آکاردئون

a skirt of solemn black

یک دامن سیاه جدی

on the skirts of a city

در حاشیه های یک شهر

The skirt's too wide.

این دامن خیلی گشاد است.

Long skirts are in again.

دامن های بلند دوباره مد شده اند.

a base camp on the skirt of the mountain.

یک کمپ اصلی در دامنه کوه

This skirt hooks on the side.

این دامن از پهلو قلاب می‌شود.

The type of skirt is all the go.

نوع دامن بسیار محبوب است.

I bought a skirt length of tweed.

من یک دامن با طول تاید خریداری کردم.

the skirt looked as good as new.

دامن مثل نو به نظر می رسید.

ensure that the skirting is straight and plumb.

اطمینان حاصل کنید که پایه‌ها صاف و تراز هستند.

her skirt had ridden up.

دامن او بالا رفته بود.

turn the skirt right side out.

دامن را به سمت راست بچرخانید.

the skirt of her frock ripped.

جلوه‌ی دامن لباسش پاره شد.

Long skirts are out this year.

دامن های بلند امسال مد نیستند.

The skirt flares at the knees.

دامن در زانوها باز می شود.

Short skirts are on the way out.

دامن های کوتاه در حال از مد رفتن هستند.

pleat a skirt; pleat curtains.

دوختن چین روی دامن؛ دوختن چین روی پرده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید