fire kindlers
انگیزهگذاران آتش
heart kindlers
انگیزهگذاران قلب
spirit kindlers
انگیزهگذاران روح
future kindlers
انگیزهگذاران آینده
hope kindlers
انگیزهگذاران امید
creative kindlers
انگیزهگذاران خلاق
passion kindlers
انگیزهگذاران عشق
be kindlers
انگیزهگذاران باش
true kindlers
انگیزهگذاران واقعی
the kindlers sparked easily, starting the campfire quickly.
کبریتهای سوختنی به راحتی شعله میگرفتند و آتش چادرو را سریعاً روشن میکردند.
he gathered kindlers and dry leaves for the fireplace.
او کبریتهای سوختنی و برگهای خشک را برای آتشگاه جمع آوری کرد.
she used small kindlers to ignite the larger logs.
او از کبریتهای کوچک برای روشن کردن چوبهای بزرگ استفاده کرد.
the scout taught us how to find good kindlers in the woods.
سپاهی گفت چگونه میتوان در جنگل کبریتهای خوب را پیدا کرد.
dry kindlers are essential for a successful fire.
کبریتهای خشک برای روشن کردن آتش ضروری هستند.
we brought plenty of kindlers to ensure a warm evening.
ما چندین کبریت سوختنی به همراه آوردیم تا بتوانیم شب گرمی داشته باشیم.
the children enjoyed collecting kindlers for their father.
کودکان لذت بردند که برای پدرشان کبریتهای سوختنی جمع میآورند.
he carefully arranged the kindlers under the logs.
او کبریتهای سوختنی را به دقت زیر چوبها پیچید.
the wind blew out the kindlers, making it difficult to start the fire.
باد کبریتهای سوختنی را خاموش کرد و باعث شد که روشن کردن آتش دشوار شود.
pine needles make excellent kindlers for a campfire.
کفهای سرو برای آتش چادرو کبریتهای عالی هستند.
he used a lighter to ignite the kindlers and start the grill.
او از یک شمع الکتریکی برای روشن کردن کبریتهای سوختنی و شروع گریل استفاده کرد.
fire kindlers
انگیزهگذاران آتش
heart kindlers
انگیزهگذاران قلب
spirit kindlers
انگیزهگذاران روح
future kindlers
انگیزهگذاران آینده
hope kindlers
انگیزهگذاران امید
creative kindlers
انگیزهگذاران خلاق
passion kindlers
انگیزهگذاران عشق
be kindlers
انگیزهگذاران باش
true kindlers
انگیزهگذاران واقعی
the kindlers sparked easily, starting the campfire quickly.
کبریتهای سوختنی به راحتی شعله میگرفتند و آتش چادرو را سریعاً روشن میکردند.
he gathered kindlers and dry leaves for the fireplace.
او کبریتهای سوختنی و برگهای خشک را برای آتشگاه جمع آوری کرد.
she used small kindlers to ignite the larger logs.
او از کبریتهای کوچک برای روشن کردن چوبهای بزرگ استفاده کرد.
the scout taught us how to find good kindlers in the woods.
سپاهی گفت چگونه میتوان در جنگل کبریتهای خوب را پیدا کرد.
dry kindlers are essential for a successful fire.
کبریتهای خشک برای روشن کردن آتش ضروری هستند.
we brought plenty of kindlers to ensure a warm evening.
ما چندین کبریت سوختنی به همراه آوردیم تا بتوانیم شب گرمی داشته باشیم.
the children enjoyed collecting kindlers for their father.
کودکان لذت بردند که برای پدرشان کبریتهای سوختنی جمع میآورند.
he carefully arranged the kindlers under the logs.
او کبریتهای سوختنی را به دقت زیر چوبها پیچید.
the wind blew out the kindlers, making it difficult to start the fire.
باد کبریتهای سوختنی را خاموش کرد و باعث شد که روشن کردن آتش دشوار شود.
pine needles make excellent kindlers for a campfire.
کفهای سرو برای آتش چادرو کبریتهای عالی هستند.
he used a lighter to ignite the kindlers and start the grill.
او از یک شمع الکتریکی برای روشن کردن کبریتهای سوختنی و شروع گریل استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید