provocateurs

[ایالات متحده]/[prɒvəˈkeɪtəz]/
[بریتانیا]/[proʊˈvoʊkeɪtərz]/

ترجمه

n. افرادی که به عمد دیگران را به ناراحتی یا جدال می‌انگیزند؛ فردی که برای ایجاد خلل یا مشکل استخدام می‌شود، به ویژه در یک راهپیش روی یا نشست سیاسی؛ کسی که واکنش، اغلب منفی، را تحریج یا تشویق می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

political provocateurs

تکذیب کنندگان سیاسی

online provocateurs

تکذیب کنندگان آنلاین

provoking provocateurs

تکذیب کنندگان تکذیب کننده

avoid provocateurs

پرهیز از تکذیب کنندگان

identifying provocateurs

تشخیص تکذیب کنندگان

dealing with provocateurs

برخورد با تکذیب کنندگان

professional provocateurs

تکذیب کنندگان حرفه ای

exposing provocateurs

آشکار کردن تکذیب کنندگان

hiring provocateurs

استخدام تکذیب کنندگان

stopping provocateurs

متوقف کردن تکذیب کنندگان

جملات نمونه

the online forum was filled with provocateurs trying to start arguments.

این форум آنلاین با افرادی که سعی می‌کردند اختلافات ایجاد کنند پر شده بود.

we suspected several provocateurs were deliberately spreading misinformation.

ما شک می‌کردیم چندین ایفکتور در حال انتشار اطلاعات اشتباه به صورت قصدمیان بودند.

the protest was infiltrated by provocateurs seeking to discredit the movement.

تجمع توسط افرادی که سعی می‌کردند جنبش را ناامید کنند، نفوذ یافت.

experienced investigators quickly identified the provocateurs in the crowd.

مأموران با تجربه به سرعت ایفکتورها را در جمع خواندند.

the politician accused his rivals of employing provocateurs to disrupt the rally.

سیاستمدار متهم کرد رقبایش را که از ایفکتورها برای ایجاد اخلات در جمع استفاده کرده‌اند.

social media platforms struggle to identify and remove provocateurs.

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی با شناسایی و حذف ایفکتورها دچار مشکل می‌شوند.

the journalist warned of the dangers of being misled by provocateurs.

روزنامه‌نگار هشدار داد از خطراتی که از سوی ایفکتورها ایجاد می‌شود.

the security team monitored for provocateurs at the sporting event.

تیم امنیت در رویداد ورزشی برای شناسایی ایفکتورها نظارت می‌کرد.

he was dismissed from the company for acting as a provocateur.

او به دلیل رفتار به عنوان یک ایفکتور از شرکت کنار گذاشته شد.

the police questioned individuals suspected of being political provocateurs.

پلیس افرادی را که مشکوک به باشگاهی بودن به عنوان ایفکتورهای سیاسی بودند، مورد پرسش قرار داد.

the organization hired consultants to counter the actions of online provocateurs.

سازمان مشاورانی را استخدام کرد تا علیه اقدامات ایفکتورهای آنلاین مقاومت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید