kinked wire
سیم خمیده
kinked hose
شیلنگ خمیده
kinked pipe
لوله خمیده
kinked cable
کابل خمیده
kinked line
خط خمیده
kinked tubing
لوله خمیده
kinked ribbon
نوارهای خمیده
kinked string
طناب خمیده
kinked cord
سیم خمیده
kinked wireframe
سیمبندی خمیده
the hose is kinked, preventing water flow.
شیر آب پیچ خورده است و از جریان آب جلوگیری میکند.
she noticed a kinked wire in the device.
او یک سیم پیچ خورده در دستگاه متوجه شد.
his plans were kinked by unexpected events.
برنامههای او به دلیل وقایع غیرمنتظره پیچ خورده بود.
the cable was kinked, causing a poor connection.
کابل پیچ خورده بود و باعث ایجاد اتصال ضعیف میشد.
after the storm, many trees were kinked and damaged.
بعد از طوفان، بسیاری از درختان پیچ خورده و آسیب دیده بودند.
he had a kinked neck from sleeping awkwardly.
او به دلیل خوابیدن نامناسب، گردن پیچ خوردهای داشت.
the garden hose got kinked while i was watering.
در حالی که من در حال آبیاری بودم، شلنگ باغ پیچ خورد.
they tried to fix the kinked pipe in the basement.
آنها سعی کردند لوله پیچ خورده را در زیرزمین تعمیر کنند.
she felt a kinked muscle after her workout.
او بعد از تمرینش یک عضله پیچ خورده احساس کرد.
the kinked line made it difficult to draw.
خط پیچ خورده کشیدن را دشوار میکرد.
kinked wire
سیم خمیده
kinked hose
شیلنگ خمیده
kinked pipe
لوله خمیده
kinked cable
کابل خمیده
kinked line
خط خمیده
kinked tubing
لوله خمیده
kinked ribbon
نوارهای خمیده
kinked string
طناب خمیده
kinked cord
سیم خمیده
kinked wireframe
سیمبندی خمیده
the hose is kinked, preventing water flow.
شیر آب پیچ خورده است و از جریان آب جلوگیری میکند.
she noticed a kinked wire in the device.
او یک سیم پیچ خورده در دستگاه متوجه شد.
his plans were kinked by unexpected events.
برنامههای او به دلیل وقایع غیرمنتظره پیچ خورده بود.
the cable was kinked, causing a poor connection.
کابل پیچ خورده بود و باعث ایجاد اتصال ضعیف میشد.
after the storm, many trees were kinked and damaged.
بعد از طوفان، بسیاری از درختان پیچ خورده و آسیب دیده بودند.
he had a kinked neck from sleeping awkwardly.
او به دلیل خوابیدن نامناسب، گردن پیچ خوردهای داشت.
the garden hose got kinked while i was watering.
در حالی که من در حال آبیاری بودم، شلنگ باغ پیچ خورد.
they tried to fix the kinked pipe in the basement.
آنها سعی کردند لوله پیچ خورده را در زیرزمین تعمیر کنند.
she felt a kinked muscle after her workout.
او بعد از تمرینش یک عضله پیچ خورده احساس کرد.
the kinked line made it difficult to draw.
خط پیچ خورده کشیدن را دشوار میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید