unbent

[ایالات متحده]/ʌnˈbɛnt/
[بریتانیا]/ʌnˈbɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مستقیم; غیر قابل انعطاف
v. راست کردن (گذشته و گذشته‌ی participle از unbend)

عبارات و ترکیب‌ها

unbent will

اراده رام نشده

unbent spirit

روح رام نشده

unbent resolve

عزم رام نشده

unbent path

مسیر رام نشده

unbent truth

حقیقت رام نشده

unbent heart

قلب رام نشده

unbent courage

شجاعت رام نشده

unbent loyalty

وفاداری رام نشده

unbent faith

ایمان رام نشده

unbent strength

قدرت رام نشده

جملات نمونه

her spirit remained unbent despite the challenges.

روح او با وجود چالش‌ها همچنان استوار باقی ماند.

he walked through the storm, unbent and determined.

او در میان طوفان قدم زد، استوار و مصمم.

even in tough times, she stayed unbent in her beliefs.

حتی در زمان‌های سخت، او در باورهای خود استوار باقی ماند.

the tree stood unbent against the strong winds.

درخت در برابر بادهای شدید استوار ایستاده بود.

his resolve was unbent by any criticism.

هیچ انتقادی نمی‌توانست اراده او را سست کند.

she remained unbent, refusing to change her mind.

او استوار باقی ماند و از تغییر عقیده‌اش امتناع کرد.

the unbent metal rod was a testament to its strength.

میله فلزی استوار نشان‌دهنده قدرت آن بود.

in the face of adversity, his character was unbent.

در برابر سختی‌ها، شخصیت او استوار بود.

her unbent will inspired those around her.

اراده استوار او الهام‌بخش کسانی که در اطرافش بودند.

they remained unbent in their fight for justice.

آنها در مبارزه برای عدالت استوار باقی ماندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید