kleptomaniac

[ایالات متحده]/ˌklɛp.təʊˈmeɪ.ni.æk/
[بریتانیا]/ˌklɛp.təˈmeɪ.ni.æk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی با تمایل اجباری به دزدی؛ فردی که از کلاپتومانیا رنج می‌برد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

kleptomaniac tendencies

گرایشات دزدی

kleptomaniac behavior

رفتار دزد مانند

kleptomaniac symptoms

علائم دزدی

kleptomaniac diagnosis

تشخیص دزدی

kleptomaniac urges

تمایلات دزدی

kleptomaniac issues

مشکلات دزدی

kleptomaniac traits

ویژگی‌های دزدی

kleptomaniac actions

رفتارهای دزدانه

kleptomaniac thoughts

افکار دزدانه

kleptomaniac personality

شخصیت دزد

جملات نمونه

the kleptomaniac stole a candy bar from the store.

سارق اشیاء، یک کلوپه‌بار را از مغازه دزدید.

she was diagnosed as a kleptomaniac after multiple thefts.

پس از چندین سرقت، او به عنوان یک دزد اشیاء تشخیص داده شد.

his kleptomaniac behavior caused problems at work.

رفتار دزد اشیاء او باعث ایجاد مشکل در محل کار شد.

therapy helped him manage his kleptomaniac urges.

درمان به او کمک کرد تا هوس‌های دزدی اشیاء خود را کنترل کند.

the kleptomaniac was caught on camera.

دزد اشیاء توسط دوربین ضبط شد.

she struggled with being a kleptomaniac since childhood.

او از دوران کودکی با دزدی اشیاء دست و پنجه نرم می‌کرد.

his friends were worried about his kleptomaniac tendencies.

دوستانش نگران تمایلات دزد اشیاء او بودند.

the kleptomaniac felt guilty after each theft.

دزد اشیاء بعد از هر سرقت احساس گناه می‌کرد.

she tried to hide her kleptomaniac habits from her family.

او سعی کرد رفتارهای دزدی اشیاء خود را از خانواده‌اش پنهان کند.

understanding kleptomaniac behavior is important for rehabilitation.

درک رفتار دزد اشیاء برای توان‌بخشی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید