kneads dough
ورق میدهد خمیر
kneads clay
ورق میدهد خاک رس
kneads bread
ورق میدهد نان
kneads muscles
ورق میدهد عضلات
kneads fabric
ورق میدهد پارچه
kneads playdough
ورق میدهد خمیر بازی
kneads pastry
ورق میدهد شیرینی
kneads mixture
ورق میدهد مخلوط
kneads ingredients
ورق میدهد مواد لازم
kneads softener
ورق میدهد نرم کننده
she kneads the dough until it is smooth.
او خمیر را تا زمانی که صاف شود ورز میدهد.
the baker kneads the bread for several minutes.
نانساز برای چند دقیقه نان را ورز میدهد.
he kneads his muscles to relieve tension.
او عضلات خود را برای رفع تنش ورز میدهد.
she kneads the clay to prepare for sculpting.
او خاک رس را برای آمادهسازی مجسمهسازی ورز میدهد.
the chef kneads the pasta dough by hand.
سرآشپز خمیر پاستا را به صورت دستی ورز میدهد.
he kneads his hands together while thinking.
او در حالی که فکر میکند دستان خود را ورز میدهد.
after kneading, let the dough rise.
پس از ورز دادن، اجازه دهید خمیر استراحت کند.
she kneads the fabric to soften it.
او پارچه را ورز میدهد تا نرم شود.
the massage therapist kneads the client's back.
ماساژور کمر مشتری را ورز میدهد.
he kneads the mixture until it is well combined.
او مخلوط را تا زمانی که به خوبی ترکیب شود ورز میدهد.
kneads dough
ورق میدهد خمیر
kneads clay
ورق میدهد خاک رس
kneads bread
ورق میدهد نان
kneads muscles
ورق میدهد عضلات
kneads fabric
ورق میدهد پارچه
kneads playdough
ورق میدهد خمیر بازی
kneads pastry
ورق میدهد شیرینی
kneads mixture
ورق میدهد مخلوط
kneads ingredients
ورق میدهد مواد لازم
kneads softener
ورق میدهد نرم کننده
she kneads the dough until it is smooth.
او خمیر را تا زمانی که صاف شود ورز میدهد.
the baker kneads the bread for several minutes.
نانساز برای چند دقیقه نان را ورز میدهد.
he kneads his muscles to relieve tension.
او عضلات خود را برای رفع تنش ورز میدهد.
she kneads the clay to prepare for sculpting.
او خاک رس را برای آمادهسازی مجسمهسازی ورز میدهد.
the chef kneads the pasta dough by hand.
سرآشپز خمیر پاستا را به صورت دستی ورز میدهد.
he kneads his hands together while thinking.
او در حالی که فکر میکند دستان خود را ورز میدهد.
after kneading, let the dough rise.
پس از ورز دادن، اجازه دهید خمیر استراحت کند.
she kneads the fabric to soften it.
او پارچه را ورز میدهد تا نرم شود.
the massage therapist kneads the client's back.
ماساژور کمر مشتری را ورز میدهد.
he kneads the mixture until it is well combined.
او مخلوط را تا زمانی که به خوبی ترکیب شود ورز میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید