presses on
فشار میدهد
presses flowers
گلها را فشار میدهد
presses buttons
دکمهها را فشار میدهد
presses charges
اتهام را وارد میکند
presses forward
به جلو میرود
presses release
انتشار میدهد
presses against
علیه فشار میآورد
presses harder
سختتر فشار میدهد
presses down
به پایین فشار میدهد
presses the issue
این موضوع را مطرح میکند
the company presses forward with its new marketing campaign.
شرکت با کمپین بازاریابی جدید خود به پیش میرود.
she presses the button to start the machine.
او دکمه را برای شروع دستگاه فشار میدهد.
he presses his advantage in the final round.
او از برتری خود در دور نهایی استفاده میکند.
the newspaper presses thousands of copies daily.
روزنامه به طور روزانه هزاران نسخه چاپ میکند.
don't press your luck with the security guard.
با نگهبان امنیتی ریسک نکنید.
the government presses for international cooperation.
دولت خواهان همکاری بینالمللی است.
he presses his suit and hangs it in the closet.
او کت خود را اتو میکند و آن را در کمد آویزان میکند.
the machine presses the fabric to remove wrinkles.
دستگاه پارچه را برای از بین بردن چروکها اتو میکند.
she presses for a meeting to discuss the issue.
او خواهان برگزاری جلسهای برای بحث در مورد این موضوع است.
the metal presses into a mold to form the shape.
فلز در قالب فشرده میشود تا شکل بگیرد.
he presses his case with passion and conviction.
او با شور و اعتقاد، پرونده خود را مطرح میکند.
presses on
فشار میدهد
presses flowers
گلها را فشار میدهد
presses buttons
دکمهها را فشار میدهد
presses charges
اتهام را وارد میکند
presses forward
به جلو میرود
presses release
انتشار میدهد
presses against
علیه فشار میآورد
presses harder
سختتر فشار میدهد
presses down
به پایین فشار میدهد
presses the issue
این موضوع را مطرح میکند
the company presses forward with its new marketing campaign.
شرکت با کمپین بازاریابی جدید خود به پیش میرود.
she presses the button to start the machine.
او دکمه را برای شروع دستگاه فشار میدهد.
he presses his advantage in the final round.
او از برتری خود در دور نهایی استفاده میکند.
the newspaper presses thousands of copies daily.
روزنامه به طور روزانه هزاران نسخه چاپ میکند.
don't press your luck with the security guard.
با نگهبان امنیتی ریسک نکنید.
the government presses for international cooperation.
دولت خواهان همکاری بینالمللی است.
he presses his suit and hangs it in the closet.
او کت خود را اتو میکند و آن را در کمد آویزان میکند.
the machine presses the fabric to remove wrinkles.
دستگاه پارچه را برای از بین بردن چروکها اتو میکند.
she presses for a meeting to discuss the issue.
او خواهان برگزاری جلسهای برای بحث در مورد این موضوع است.
the metal presses into a mold to form the shape.
فلز در قالب فشرده میشود تا شکل بگیرد.
he presses his case with passion and conviction.
او با شور و اعتقاد، پرونده خود را مطرح میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید