massages

[ایالات متحده]/[ˈmæsɪdʒz]/
[بریتانیا]/[ˈmæsɪdʒz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ماساژ؛ درمانی که شامل فشار دادن و کارکردن عضلات است.
v. ماساژ کردن (چیزی)؛ فشار دادن یا کارکردن عضلات به منظور درمانی.

عبارات و ترکیب‌ها

foot massages

تایم ماساژ پای

gives massages

تایم ماساژ می دهد

enjoy massages

لذت بردن از ماساژ

getting massages

دریافت ماساژ

deep massages

ماساژ عمیق

had massages

ماساژ داشت

oil massages

ماساژ روغنی

full body massages

ماساژ تمام بدن

professional massages

ماساژ حرفه ای

relaxing massages

ماساژ آرامبخش

جملات نمونه

she regularly gets massages to relieve stress.

او به طور منظم جهش‌هایی برای کاهش استرس می‌گیرد.

the spa offers a variety of massages, including aromatherapy.

سالن جهش‌ها انواع مختلفی از جهش‌ها را ارائه می‌دهد، از جمله درمان عطر.

he booked a deep tissue massage for his sore back.

او یک جهش بافت عمیق برای پشت درد داشت.

a relaxing foot massage is the perfect way to unwind.

یک جهش پا آرامش‌بخش راه ایده‌آلی برای رفع استرس است.

the therapist gave her a gentle scalp massage.

درمانگر یک جهش ملگوی سر نرم به او داد.

they enjoyed couples massages at the beachfront resort.

آن‌ها در رزورت ساحلی جهش‌های زوج را لذت بردند.

he received a professional sports massage after the game.

او پس از بازی یک جهش ورزشی حرفه‌ای دریافت کرد.

she felt rejuvenated after the hot stone massages.

او پس از جهش‌های سنگ گرم احساس تازگی کرد.

the hotel provides in-room massages upon request.

هتل جهش‌های در اتاق را درخواست می‌کند.

he often gives his dog gentle massages.

او اغلب جهش‌های نرم به سگ خود می‌دهد.

she learned basic massage techniques at a workshop.

او در یک کارگاه تکنیک‌های پایه جهش را یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید