knees

[ایالات متحده]/niːz/
[بریتانیا]/niːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع زانو؛ مفصل بین ران و ساق پا؛ قسمتی از شلوار که زانو را می‌پوشاند؛ سطح بالایی ران هنگام نشستن

عبارات و ترکیب‌ها

on my knees

روی زانوهای من

knees together

زانوان به هم

weak knees

زانوان ضعیف

bent knees

زانوان خمیده

knees up

بالا بردن زانوها

knees down

پایین آوردن زانوها

knees apart

زانوان باز

knees locked

زانوان قفل

knees bent

زانوان خمیده

knees high

زانوان بالا

جملات نمونه

she fell to her knees in gratitude.

او از سپاسگزاری به زانو در آمد.

he has bad knees from playing sports.

او به دلیل ورزش کردن زانوهای بدی دارد.

they knelt on their knees to pray.

آنها برای نماز به زانو نشستند.

the child scraped his knees while playing outside.

کودک در حین بازی در فضای باز زانویش را خراشید.

she stretched her knees after the long run.

او بعد از دویدن طولانی زانویش را کشید.

he put his hands on his knees while resting.

او در حالی که استراحت می کرد دست هایش را روی زانویش گذاشت.

she has a tattoo on her knees.

او روی زانویش خالکوبی دارد.

her knees were weak from the workout.

زانوهای او به دلیل تمرین ضعیف بودند.

the doctor examined her knees for any injuries.

پزشک زانوهای او را برای هر گونه آسیبی معاینه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید