kvetch

[ایالات متحده]/kʊɛtʃ/
[بریتانیا]/kʌɛtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور مداوم شکایت کردن
n. شخصی که به طور مکرر شکایت می کند؛ یک ایرادگیر
Word Forms
شکل سوم شخص مفردkvetches
جمعkvetches

عبارات و ترکیب‌ها

kvetch about

در مورد غر زدن

kvetching friend

دوست غرغرو

kvetch session

جلسه غر زدن

always kvetch

همیشه غر بزن

kvetch and moan

غر زدن و ناله کردن

just kvetch

فقط غر بزن

kvetching constantly

به طور مداوم غر زدن

don't kvetch

غر نزن

kvetch to me

به من غر بزن

let's kvetch

بیا غر بزنیم

جملات نمونه

she loves to kvetch about her job.

او عاشق غر زدن درباره شغلش است.

he always kvetches when things don't go his way.

او همیشه غر می زند وقتی که事情 طبق خواسته او پیش نمی رود.

stop kvetching and start taking action.

غر زدن را متوقف کنید و شروع به اقدام کنید.

they kvetch about the weather every winter.

آنها هر زمستان درباره آب و هوا غر می زنند.

it's exhausting to listen to him kvetch all the time.

گوش دادن به غر زدن های مداوم او خسته کننده است.

she has a tendency to kvetch over small issues.

او تمایل دارد در مورد مسائل کوچک غر بزند.

people love to kvetch about their commute.

مردم عاشق غر زدن درباره رفت و آمد خود هستند.

he kvetches about the high cost of living.

او درباره هزینه بالای زندگی غر می زند.

don't kvetch; instead, find a solution.

غر نزنید؛ در عوض، راه حلی پیدا کنید.

she always finds a reason to kvetch during meetings.

او همیشه در طول جلسات دلیلی برای غر زدن پیدا می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید