lackadaisical

[ایالات متحده]/ˌlækə'deɪzɪk(ə)l/
[بریتانیا]/ˌlækə'dezɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد اشتیاق یا عزم؛ بدون علاقه
adv. به شیوه‌ای بی‌حوصله؛ بدون اشتیاق

عبارات و ترکیب‌ها

lackadaisical attitude

نگاه بی‌تفاوت

showing lackadaisical effort

نشان دادن تلاش بی‌تفاوت

جملات نمونه

a lackadaisical defence left Spurs adrift in the second half.

دفاع بی‌رمزه باعث شد اسپرز در نیمه دوم عقب بمانند.

There’ll be no time to correct lackadaisical driving techniques after trouble develops.

زمانی برای اصلاح تکنیک‌های رانندگی بی‌توجه پس از بروز مشکل وجود نخواهد بود.

Her lackadaisical attitude towards her studies led to poor grades.

حالت بی‌تفاوت او نسبت به تحصیلات منجر به نمرات ضعیف شد.

The lackadaisical pace of the project is causing delays.

سرعت بی‌رمق پروژه باعث ایجاد تاخیر شده است.

He approached his work with a lackadaisical attitude.

او با حالت بی‌تفاوت با کار خود برخورد کرد.

The team's lackadaisical effort resulted in a loss.

تلاش بی‌رمق تیم منجر به شکست شد.

She gave a lackadaisical response to the important question.

او به سؤال مهم با حالتی بی‌تفاوت پاسخ داد.

The lackadaisical performance of the player disappointed the fans.

عملکرد ضعیف بازیکن هواداران را ناامید کرد.

The lackadaisical approach to safety regulations led to an accident.

رویکرد بی‌توجه به مقررات ایمنی منجر به حادثه‌ای شد.

His lackadaisical work ethic is not suitable for this job.

اخلاق کاری بی‌رمق او برای این شغل مناسب نیست.

The lackadaisical response from the management angered the employees.

پاسخ بی‌توجه مدیریتی باعث خشم کارکنان شد.

A lackadaisical approach to customer service can harm a company's reputation.

یک رویکرد بی‌تفاوت به خدمات مشتری می تواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید