ladles

[ایالات متحده]/ˈleɪdəlz/
[بریتانیا]/ˈleɪdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قاشق‌های بلند برای سرو غذا
v. با ملاقه غذا را سرو یا اسکوپ کردن؛ به طور سخاوتمندانه چیزی را دادن

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen ladles

قاشق‌های آشپزخانه

serving ladles

قاشق‌های سرو

large ladles

قاشق‌های بزرگ

metal ladles

قاشق‌های فلزی

plastic ladles

قاشق‌های پلاستیکی

wooden ladles

قاشق‌های چوبی

ladles set

ست قاشق

ladles for soup

قاشق برای سوپ

ladles and spoons

قاشق و قاشق غذاخوری

ladles in kitchen

قاشق در آشپزخانه

جملات نمونه

she used ladles to serve the soup.

او از ملاقه برای سرو سوپ استفاده کرد.

we have different sizes of ladles for various dishes.

ما ملاقه های با اندازه های مختلف برای انواع غذاها داریم.

he dropped the ladle while cooking.

او در حین آشپزی ملاقه را انداخت.

stainless steel ladles are very durable.

ملاقه های استیل ضد زنگ بسیار بادوام هستند.

she prefers wooden ladles for their heat resistance.

او ترجیح می دهد از ملاقه های چوبی به دلیل مقاومت در برابر حرارت استفاده کند.

using ladles can help prevent spills.

استفاده از ملاقه می تواند به جلوگیری از ریختن کمک کند.

he collects antique ladles from around the world.

او ملاقه های قدیمی را از سراسر جهان جمع آوری می کند.

they sell ladles in various colors and designs.

آنها ملاقه ها را به رنگ ها و طرح های مختلف می فروشند.

make sure to wash the ladles after use.

مطمئن شوید که ملاقه ها را بعد از استفاده بشویید.

she demonstrated how to use ladles effectively.

او نحوه استفاده موثر از ملاقه ها را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید