stirring

[ایالات متحده]/'stɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/'stɝɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشغول; فعال; هیجان‌انگیز
v. هیجان‌زده کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریstirring
جمعstirrings

عبارات و ترکیب‌ها

stirring machine

دستگاه همزن

جملات نمونه

the first stirrings of anger.

اولین نشانه‌های خشم

make a stirring discourse

یک سخنرانی الهام‌بخش بسازید

No one was stirring in the house.

هیچ‌کس در خانه جنبشی نداشت.

a stiff breeze stirring the lake.

نسیمی قوی دریاچه را به هم زد.

restless stirrings in the audience.

جنبش‌های بی‌قرار در میان حضار.

add the flour to the eggs, stirring continuously.

آرد را به تخم مرغ ها اضافه کنید و به طور مداوم هم بزنید.

she felt a stirring of life inside her.

او یک حس زنده بودن در درون خود احساس کرد.

An advocate for the homeless gave a stirring speech about their plight.

یک مدافع بی‌خانمان‌ها، سخنرانی احساس‌برانگیزی در مورد وضعیت وخیم آنها ایراد کرد.

In addition,the nonintervention condition of screw arris of the stirring shafts is obtained and the screw parameter of stirring shaft is optimized.

علاوه بر این، شرایط عدم مداخله در لبه‌های رزوه شفت‌های همزن به دست آمده و پارامتر رزوه شفت همزن بهینه شده است.

His stirring speech heated the audience’s imagination.

سخنرانی الهام‌بخش او، تخیل مخاطبان را برانگیخت.

He was accused of stirring up the thralls against their masters.

او به برانگیختن بردگان علیه اربابانشان متهم شد.

he felt a stirring in his loins at the thought.

او با این فکر در اعضای خود احساس تحریکی کرد.

cloudiness is caused by the fish stirring up mud.

کدر بودن ناشی از ماهی‌هایی است که گل و لای را به هم زده‌اند.

Francis was always stirring, trying to score off people.

فرانسیس همیشه در حال دست و پنجه نرم کردن بود و سعی می‌کرد از مردم امتیاز بگیرد.

Their hearts vibrated to the speaker's stirring appeal.

قلب‌هایشان با درخواست الهام‌بخش سخنران لرزید.

This stirring appeal is spoilt by a malapropism in the last phrase, the word singularity.

این درخواست مؤثر با یک غلط املایی در عبارت آخر، کلمه تک‌تایی، خراب می‌شود.

I doubt if his deeds would match his stirring words.

شک دارم که آیا اعمالش با سخنان الهام‌بخش او مطابقت خواهد داشت یا خیر.

4.   Keep adding ladlefuls of stock, stirring and almost massaging the creamy starch out of the rice, allowing each ladleful to be absorbed before adding the next.

4.   به تدریج آب گوشت را اضافه کنید، هم بزنید و تقریباً نشاسته خامه‌ای را از برنج خارج کنید و اجازه دهید هر پیمانه قبل از اضافه کردن پیمانه بعدی جذب شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید