lagged behind
عقب ماندن
lagged response
پاسخ تاخیری
lagged effect
اثر تاخیری
lagged data
داده های تاخیری
lagged growth
رشد تاخیری
lagged market
بازار عقب مانده
lagged signal
سیگنال تاخیری
lagged performance
عملکرد تاخیری
lagged recovery
بهبود تاخیری
lagged trends
روندهای تاخیری
the project lagged behind schedule due to unforeseen issues.
پروژه به دلیل مشکلات پیشبینینشده از برنامه عقب ماند.
his performance lagged compared to his peers this year.
عملکرد او در مقایسه با همسالانش امسال کاهش یافت.
the internet connection lagged during the video call.
اتصال اینترنت در طول تماس تصویری کند بود.
she lagged in her studies and needed extra help.
او در تحصیلات خود عقب مانده بود و به کمک بیشتری نیاز داشت.
despite his efforts, he lagged in the competition.
با وجود تلاشهایش، او در مسابقه عقب ماند.
the software lagged when too many users were online.
هنگامی که کاربران زیادی آنلاین بودند، نرم افزار کند می شد.
her enthusiasm lagged after the initial excitement wore off.
اشتیاق او پس از اینکه هیجان اولیه از بین رفت، کاهش یافت.
the team lagged in adopting new technologies.
تیم در پذیرش فناوری های جدید عقب بود.
his fitness level lagged after a long break from training.
سطح تناسب اندام او پس از یک استراحت طولانی از تمرینات کاهش یافت.
the economy lagged behind other countries in growth.
اقتصاد از نظر رشد از سایر کشورها عقب بود.
lagged behind
عقب ماندن
lagged response
پاسخ تاخیری
lagged effect
اثر تاخیری
lagged data
داده های تاخیری
lagged growth
رشد تاخیری
lagged market
بازار عقب مانده
lagged signal
سیگنال تاخیری
lagged performance
عملکرد تاخیری
lagged recovery
بهبود تاخیری
lagged trends
روندهای تاخیری
the project lagged behind schedule due to unforeseen issues.
پروژه به دلیل مشکلات پیشبینینشده از برنامه عقب ماند.
his performance lagged compared to his peers this year.
عملکرد او در مقایسه با همسالانش امسال کاهش یافت.
the internet connection lagged during the video call.
اتصال اینترنت در طول تماس تصویری کند بود.
she lagged in her studies and needed extra help.
او در تحصیلات خود عقب مانده بود و به کمک بیشتری نیاز داشت.
despite his efforts, he lagged in the competition.
با وجود تلاشهایش، او در مسابقه عقب ماند.
the software lagged when too many users were online.
هنگامی که کاربران زیادی آنلاین بودند، نرم افزار کند می شد.
her enthusiasm lagged after the initial excitement wore off.
اشتیاق او پس از اینکه هیجان اولیه از بین رفت، کاهش یافت.
the team lagged in adopting new technologies.
تیم در پذیرش فناوری های جدید عقب بود.
his fitness level lagged after a long break from training.
سطح تناسب اندام او پس از یک استراحت طولانی از تمرینات کاهش یافت.
the economy lagged behind other countries in growth.
اقتصاد از نظر رشد از سایر کشورها عقب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید