landowner

[ایالات متحده]/'lændəʊnə/
[بریتانیا]/'lændonɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالک زمین؛ صاحب‌خانه.
Word Forms

جملات نمونه

a landowner of some account.

یک زمیندار با اهمیت

locally powerful landowners

زمین‌دارانی قدرتمند در منطقه

the landowner made an approach to the developer.

زمین‌دار به توسعه‌دهنده نزدیک شد.

landowners unaware of the extent of their own holdings.

مالکان زمین که از وسعت دارایی های خود آگاه نیستند.

The project was set up on the initiative of a local landowner.

این پروژه به ابتکار یک زمیندار محلی راه اندازی شد.

As a landowner, he was actively interested in agricultural improvements.

همانطور که زمیندار، او به طور فعالانه به بهبود کشاورزی علاقه مند بود.

landowners who freed their slaves voluntarily

زمین‌دارانی که داوطلبانه بردگان خود را آزاد کردند.

The landowner enlarged her property by repeated purchases.

مالک زمین با خرید های مکرر، ملک خود را بزرگتر کرد.

the landowners' estates and assets were seized for the imperial treasury.

املاک و دارایی‌های زمین‌داران به دلیل خزانه امپراتوری ضبط شد.

People in the area where I grew up were either landowners or farmers, and never the twain shall meet.

مردم منطقه ای که در آن بزرگ شدم یا زمیندار بودند یا کشاورز، و هرگز با هم برابر نخواهند بود.

Riparian landowners in all states (including those with appropriative water laws)generally have rights to use their adjoining surface waters for such nonconsumptive uses as fishing and recreation.

مالکان زمین‌های ساحلی در تمام ایالت‌ها (از جمله ایالت‌هایی که قوانین آب‌برداری دارند) به طور کلی حق استفاده از آب‌های سطحی مجاور خود را برای مصارف غیرمصرفی مانند ماهیگیری و تفریح ​​دارند.

نمونه‌های واقعی

Now, he was a wealthy landowner, he had to learn about the tobacco farming business.

اکنون، او زمین‌دار ثروتمندی بود و مجبور شد درباره تجارت کشت تنباکو بیاموزد.

منبع: Women Who Changed the World

Now, he was a wealthy landowner, and he had to learn about the tobacco farming business.

اکنون، او زمین‌دار ثروتمندی بود و مجبور شد درباره تجارت کشت تنباکو بیاموزد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

A Scottish landowner named Lord Tweedmouth introduced what breed of dog?

چه نژادی از سگ توسط زمین‌دار اسکاتلندی به نام لرد تویدموث معرفی شد؟

منبع: CNN 10 Student English May 2021 Collection

Landowners in the north sell charcoal rights by the hectare.

زمین‌داران در شمال، حق برداشت زغال را به ازای هکتار می‌فروشند.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

The system enriched aristocratic landowners when most Britons were not allowed to serve in Parliament or vote.

این سیستم زمین‌داران اشرافی را ثروتمند کرد در حالی که بیشتر مردم بریتانیا اجازه نداشتند در پارلمان خدمت کنند یا رای دهند.

منبع: The Economist (Summary)

But the government and powerful landowners are known to breach these embankments on purpose.

اما دولت و زمین‌داران قدرتمند به طور عمدی این سیل‌بندها را می‌شکنند.

منبع: Vox opinion

Phillis Wheatley was a young African-American slave who belonged to landowner John Wheatley in Colonial America.

فیلیس ویتلی یک برده آفریقایی-آمریکایی جوان بود که متعلق به زمین‌دار جان ویتلی در آمریکای مستعمراتی بود.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Leonardo's father was a lawyer and a landowner and his mother was a peasant.

پدر لئوناردو یک وکیل و زمین‌دار بود و مادرش دهقان بود.

منبع: Fluent Speaking

Now, farmers and landowners in the Southeastern U.S. are growing new longleaf pine trees.

اکنون، کشاورزان و زمین‌داران در جنوب شرقی ایالات متحده در حال کاشت درختان کاج بلند جدید هستند.

منبع: VOA Slow English - America

Russian toys developed from small English terriers that gained the favor of rich Russian landowners about four hundred years ago.

اسباب‌بازی‌های روسی از سگ‌های کوچک انگلیسی به نام ترینچ که حدود چهارصد سال پیش مورد توجه زمین‌داران ثروتمند روسی قرار گرفتند، تکامل یافتند.

منبع: VOA Special January 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید