lessee

[ایالات متحده]/le'siː/
[بریتانیا]/lɛ'si/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مستاجر، کرایه‌نشین
Word Forms
جمعlessees

جملات نمونه

The lessee is responsible for maintaining the property.

مستاج مسئولیت نگهداری از ملک را بر عهده دارد.

The lessee must pay rent on time each month.

مستاج باید اجاره را به موقع هر ماه پرداخت کند.

The lessee agreed to abide by the terms of the lease agreement.

مستاج موافقت کرد که از شرایط قرارداد اجاره پیروی کند.

The lessee is entitled to certain rights under the lease.

مستاج به حقوق خاصی تحت اجاره حق دارد.

The lessee requested permission to make alterations to the property.

مستاج درخواست اجازه برای ایجاد تغییرات در ملک کرد.

The lessee is responsible for any damages caused during the lease term.

مستاج مسئول هرگونه خسارت وارده در طول مدت اجاره است.

The lessee has the option to renew the lease at the end of the term.

مستاج این حق را دارد که اجاره را در پایان دوره تمدید کند.

The lessee must provide notice before vacating the property.

مستاج باید قبل از ترک ملک اخطار دهد.

The lessee is not allowed to sublease the property without permission.

مستاج بدون اجازه مجاز به اجاره دادن ملک نیست.

The lessee has the right to peaceful enjoyment of the property.

مستاج حق برخورداری آرام از ملک را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید