languorous

[ایالات متحده]/'læŋgɚrəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد انرژی یا روحیه، تنبل

عبارات و ترکیب‌ها

languorous mood

حالت بی‌قراری

languorous pace

گام‌های بی‌قراری

languorous summer afternoon

بعد از ظهر تابستان بی‌قراری

جملات نمونه

She lounged in a languorous manner on the sofa.

او به روشی بی‌قراری و با حالتی رها روی مبل دراز کشیده بود.

The hot summer day made everyone feel languorous.

روز داغ تابستان باعث شد همه احساس بی‌قراری و رهایی کنند.

The cat stretched out in a languorous pose.

گربه به روشی بی‌قراری و با حالتی رها دراز کشید.

He spoke in a languorous tone, barely above a whisper.

او با لحنی بی‌قراری و رهایی صحبت کرد، تقریباً بالاتر از یک زمزمه.

The music had a languorous rhythm that put everyone in a relaxed mood.

موسیقی دارای ریتمی بی‌قراری و رهایی بود که همه را در حالتی آرام و ریلکس قرار می‌داد.

She moved with languorous grace across the dance floor.

او با ظرافت و بی‌قراری و رهایی در سراسر کفشوی رقص حرکت کرد.

The tropical resort exuded a languorous atmosphere perfect for relaxation.

استراحتگاه گرمسیری حالتی بی‌قراری و رهایی را از خود ساطع می‌کرد که برای استراحت عالی بود.

His languorous gaze lingered on her face for a moment.

نگاه بی‌قراری و رهای او برای لحظه‌ای روی صورت او معطوف ماند.

The painting captured the languorous beauty of the sunset over the ocean.

نقاشی زیبایی بی‌قراری و رهای غروب خورشید بر فراز اقیانوس را به تصویر کشید.

The spa offered a languorous massage that melted away all stress.

اسپا یک ماساژ بی‌قراری و رهایی ارائه می‌داد که تمام استرس‌ها را از بین می‌برد.

نمونه‌های واقعی

Then as the weeks passed the days grew warm and languorous.

در حالی که هفته‌ها می‌گذشت، روزها گرم و طولانی می‌شدند.

منبع: The heart is a lonely hunter.

A languorous and pleasant content settled like a weight upon him, bringing responsibility and possession.

یک آرامش طولانی و دلپذیر بر او مستقر شد، که مسئولیت و مالکیت به همراه داشت.

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

" You know you believe it all, " said Lord Henry, looking at him with his dreamy languorous eyes.

" شما می‌دانید که همه آن را باور دارید،" لرد هنری گفت، در حالی که با چشمان رویایی و طولانی خود به او نگاه می‌کرد.

منبع: The Picture of Dorian Gray

His face was swarthy, almost Oriental, with large, dark, languorous eyes which might easily hold an irresistible fascination for women.

چهره‌اش تیره، تقریباً شرقی بود، با چشمان بزرگ، تیره و طولانی که می‌توانست به راحتی جذابیت غیرقابل مقاومی برای زنان داشته باشد.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Volume 1)

Four trunks and three monstrous crates were piled in the dismantled room where, two years before, they had sprawled lazily, thinking in terms of dreams, remote, languorous, content.

چهار صندوق و سه جعبه بزرگ در اتاق خراب شده انباشته شده بودند، جایی که دو سال قبل به طور تنبلی دراز کشیده بودند و در مورد رویاها فکر می‌کردند، دور، طولانی، آرام.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

They've been saddled with a name that speaks of sin and damned for their languorous lifestyle, which people seem to think has no place amongst the fittest in the fast-paced race for survival.

آنها با نامی که از گناه صحبت می‌کند و به دلیل سبک زندگی طولانی و بی‌هدفشان سرزنش شده‌اند، که مردم فکر می‌کنند جایگاهی در میان مناسب‌ترین افراد در مسابقه سریع بقا ندارد.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2019 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید