| جمع | lapidaries |
lapidary skills
مهارتهای تراشکاری
lapidary art
هنر تراشکاری
lapidary work
کار تراشکاری
lapidary shop
فروشگاه تراشکاری
lapidary tools
ابزارهای تراشکاری
lapidary techniques
تکنیکهای تراشکاری
lapidary artist
هنرمند تراشکاری
lapidary gemstones
سنگهای قیمتی تراشکاری شده
lapidary exhibition
نمایشگاه تراشکاری
lapidary craftsmanship
هنر و مهارت تراشکاری
the lapidary crafted a beautiful gemstone necklace.
صائغ جواهرات گردنبندی زیبا با سنگ های قیمتی ساخت.
his lapidary skills earned him a reputation in the industry.
مهارت های صائغی او باعث شد در این صنعت شهرت کسب کند.
she visited the lapidary to choose a unique ring.
او برای انتخاب یک حلقه منحصر به فرد از صائغ بازدید کرد.
the lapidary's work was showcased at the art fair.
آثار صائغ در نمایشگاه هنری به نمایش گذاشته شد.
learning lapidary techniques can be quite rewarding.
یادگیری تکنیک های صائغی می تواند بسیار سودآور باشد.
he admired the lapidary's precision in cutting stones.
او دقت صائغ در برش سنگ ها را تحسین کرد.
the lapidary explained the importance of quality materials.
صائغ اهمیت مواد با کیفیت را توضیح داد.
she took a lapidary course to enhance her skills.
او برای ارتقای مهارت های خود در یک دوره صائغی ثبت نام کرد.
the lapidary industry is thriving in this region.
صنعت صائغی در این منطقه رونق دارد.
he dreams of becoming a master lapidary one day.
او رویای تبدیل شدن به یک صائغ ماهر را در یک روز دارد.
lapidary skills
مهارتهای تراشکاری
lapidary art
هنر تراشکاری
lapidary work
کار تراشکاری
lapidary shop
فروشگاه تراشکاری
lapidary tools
ابزارهای تراشکاری
lapidary techniques
تکنیکهای تراشکاری
lapidary artist
هنرمند تراشکاری
lapidary gemstones
سنگهای قیمتی تراشکاری شده
lapidary exhibition
نمایشگاه تراشکاری
lapidary craftsmanship
هنر و مهارت تراشکاری
the lapidary crafted a beautiful gemstone necklace.
صائغ جواهرات گردنبندی زیبا با سنگ های قیمتی ساخت.
his lapidary skills earned him a reputation in the industry.
مهارت های صائغی او باعث شد در این صنعت شهرت کسب کند.
she visited the lapidary to choose a unique ring.
او برای انتخاب یک حلقه منحصر به فرد از صائغ بازدید کرد.
the lapidary's work was showcased at the art fair.
آثار صائغ در نمایشگاه هنری به نمایش گذاشته شد.
learning lapidary techniques can be quite rewarding.
یادگیری تکنیک های صائغی می تواند بسیار سودآور باشد.
he admired the lapidary's precision in cutting stones.
او دقت صائغ در برش سنگ ها را تحسین کرد.
the lapidary explained the importance of quality materials.
صائغ اهمیت مواد با کیفیت را توضیح داد.
she took a lapidary course to enhance her skills.
او برای ارتقای مهارت های خود در یک دوره صائغی ثبت نام کرد.
the lapidary industry is thriving in this region.
صنعت صائغی در این منطقه رونق دارد.
he dreams of becoming a master lapidary one day.
او رویای تبدیل شدن به یک صائغ ماهر را در یک روز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید