laud

[ایالات متحده]/lɔːd/
[بریتانیا]/lɔd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ستایش کردن; تمجید کردن
n. ستایش; تحسین; سرود
Word Forms
قسمت سوم فعلlauded
شکل سوم شخص مفردlauds
صفت یا فعل حال استمراریlauding
زمان گذشتهlauded
جمعlauds

عبارات و ترکیب‌ها

highly lauded

بسیار تحسین شده

جملات نمونه

She received high praise for her laudable efforts.

او تحسین فراوان برای تلاش های قابل ستایش او دریافت کرد.

The organization lauded the volunteers for their dedication.

سازمان از داوطلبان به خاطر تعهدشان قدردانی کرد.

His speech lauded the achievements of the team.

سخنرانی او دستاوردهای تیم را مورد تحسین قرار داد.

The critics lauded the film for its originality.

منتقدان فیلم را به خاطر اصالت آن تحسین کردند.

The teacher lauded the student's exceptional performance.

معلم از عملکرد فوق العاده دانش آموز قدردانی کرد.

The company was lauded for its commitment to sustainability.

شرکت به خاطر تعهد خود به پایداری مورد تحسین قرار گرفت.

The artist's work was lauded for its creativity and innovation.

اثر هنرمند به خاطر خلاقیت و نوآوری آن مورد تحسین قرار گرفت.

The mayor lauded the community for coming together in times of crisis.

شهردار جامعه را به خاطر اتحاد در زمان بحران مورد تحسین قرار داد.

The award lauded her contributions to the field of science.

جوایز از سهم او در زمینه علم قدردانی کرد.

The book was lauded as a masterpiece of modern literature.

کتاب به عنوان یک شاهکار ادبیات مدرن مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید