laudably effective
بسیار مؤثر
laudably brave
بسیار دلیر
laudably ambitious
بسیار جاهطلب
laudably innovative
بسیار نوآور
laudably dedicated
بسیار متعهد
laudably generous
بسیار سخاوتمند
laudably responsible
بسیار مسئولیتپذیر
laudably skilled
بسیار ماهر
laudably supportive
بسیار حامی
laudably ethical
بسیار اخلاقی
the team worked laudably on the project, exceeding all expectations.
تیم به طرز قابل تحسینی روی پروژه کار کرد و از همه انتظارات فراتر رفت.
she laudably volunteered to help the community during the crisis.
او به طرز قابل تحسینی داوطلبانه برای کمک به جامعه در زمان بحران شد.
his laudably honest feedback helped improve the presentation.
بازخورد صادقانه و قابل تحسین او به بهبود ارائه کمک کرد.
the organization laudably supports local artists and their work.
سازمان به طرز قابل تحسینی از هنرمندان و آثار محلی حمایت می کند.
they laudably raised funds for the charity, making a big difference.
آنها به طرز قابل تحسینی برای کمک به خیریه پول جمع کردند و تفاوت بزرگی ایجاد کردند.
her laudably persistent efforts led to significant advancements in research.
تلاش های پیگیر و قابل تحسین او منجر به پیشرفت های قابل توجهی در تحقیقات شد.
the students laudably organized a clean-up event for the environment.
دانشجویان به طرز قابل تحسینی یک رویداد پاکسازی برای محیط زیست سازماندهی کردند.
he laudably took the initiative to mentor younger colleagues.
او به طرز قابل تحسینی ابتکار عمل را برای راهنمایی همکاران جوانتر به دست گرفت.
the company laudably prioritizes sustainability in its operations.
شرکت به طرز قابل تحسینی پایداری را در فعالیت های خود در اولویت قرار می دهد.
her laudably kind gesture made a huge impact on the community.
حرکت مهربانانه و قابل تحسین او تأثیر زیادی بر جامعه داشت.
laudably effective
بسیار مؤثر
laudably brave
بسیار دلیر
laudably ambitious
بسیار جاهطلب
laudably innovative
بسیار نوآور
laudably dedicated
بسیار متعهد
laudably generous
بسیار سخاوتمند
laudably responsible
بسیار مسئولیتپذیر
laudably skilled
بسیار ماهر
laudably supportive
بسیار حامی
laudably ethical
بسیار اخلاقی
the team worked laudably on the project, exceeding all expectations.
تیم به طرز قابل تحسینی روی پروژه کار کرد و از همه انتظارات فراتر رفت.
she laudably volunteered to help the community during the crisis.
او به طرز قابل تحسینی داوطلبانه برای کمک به جامعه در زمان بحران شد.
his laudably honest feedback helped improve the presentation.
بازخورد صادقانه و قابل تحسین او به بهبود ارائه کمک کرد.
the organization laudably supports local artists and their work.
سازمان به طرز قابل تحسینی از هنرمندان و آثار محلی حمایت می کند.
they laudably raised funds for the charity, making a big difference.
آنها به طرز قابل تحسینی برای کمک به خیریه پول جمع کردند و تفاوت بزرگی ایجاد کردند.
her laudably persistent efforts led to significant advancements in research.
تلاش های پیگیر و قابل تحسین او منجر به پیشرفت های قابل توجهی در تحقیقات شد.
the students laudably organized a clean-up event for the environment.
دانشجویان به طرز قابل تحسینی یک رویداد پاکسازی برای محیط زیست سازماندهی کردند.
he laudably took the initiative to mentor younger colleagues.
او به طرز قابل تحسینی ابتکار عمل را برای راهنمایی همکاران جوانتر به دست گرفت.
the company laudably prioritizes sustainability in its operations.
شرکت به طرز قابل تحسینی پایداری را در فعالیت های خود در اولویت قرار می دهد.
her laudably kind gesture made a huge impact on the community.
حرکت مهربانانه و قابل تحسین او تأثیر زیادی بر جامعه داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید