lawmaking

[ایالات متحده]/ˈlɔːˌmeɪ.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɔːˌmeɪ.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند ایجاد یا تصویب قوانین؛ عمل ایجاد قوانین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

effective lawmaking

قانون‌گذاری موثر

collaborative lawmaking

قانون‌گذاری مشارکتی

transparent lawmaking

قانون‌گذاری شفاف

local lawmaking

قانون‌گذاری محلی

federal lawmaking

قانون‌گذاری فدرال

public lawmaking

قانون‌گذاری عمومی

rapid lawmaking

قانون‌گذاری سریع

inclusive lawmaking

قانون‌گذاری فراگیر

participatory lawmaking

قانون‌گذاری مشارکتی

democratic lawmaking

قانون‌گذاری دموکراتیک

جملات نمونه

lawmaking is a crucial part of democracy.

قانون‌گذاری بخش مهمی از دموکراسی است.

the process of lawmaking can be complex.

فرآیند قانون‌گذاری می‌تواند پیچیده باشد.

effective lawmaking requires public input.

قانون‌گذاری مؤثر نیاز به مشارکت عمومی دارد.

many politicians focus on lawmaking to address issues.

بسیاری از سیاستمداران بر قانون‌گذاری برای رسیدگی به مسائل تمرکز می‌کنند.

lawmaking often involves negotiations between parties.

قانون‌گذاری اغلب شامل مذاکرات بین احزاب می‌شود.

citizens should be aware of the lawmaking process.

شهروندان باید از فرآیند قانون‌گذاری آگاه باشند.

transparency in lawmaking is essential for trust.

شفافیت در قانون‌گذاری برای اعتماد ضروری است.

lawmakers are responsible for drafting new laws.

قانون‌گذاران مسئولیت تدوین قوانین جدید را بر عهده دارند.

public hearings are part of the lawmaking process.

جلسات عمومی بخشی از فرآیند قانون‌گذاری هستند.

innovation in lawmaking can lead to better governance.

نوآوری در قانون‌گذاری می‌تواند منجر به حکمرانی بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید