lawn

[ایالات متحده]/lɔːn/
[بریتانیا]/lɔːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناحیه‌ای از چمن، معمولاً برای فعالیت‌های تفریحی در فضای باز استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعlawns

عبارات و ترکیب‌ها

lush green lawn

چمن سبز و سرسبز

mow the lawn

چمن را علف‌زنی کنید

water the lawn

چمن را آبیاری کنید

lawn care

مراقبت از چمن

lawn mower

چمن زن

lawn tennis

تنیس چمن

lawn chair

صندلی چمن

lawn bowling

چمن‌نگاری

جملات نمونه

the lawn in front of the house.

چمن جلوی خانه.

an alley for lawn bowling.

یک گذرگاه برای بولینگ چمن

giving the lawn a rake.

چمن را با یک چنگک جارو کردن.

The lawn was crawling with ants.

چمنزار پر از مورچه‌ها بود.

We'll cut the lawn close.

ما چمن را نزدیک برش خواهیم داد.

The lawn should be well rolled.

چمن باید به خوبی چرخیده شود.

The lawn mower is an electric.

چمن زن برقی است.

laying turf to create a lawn

چیدن چمن برای ایجاد یک چمنزار.

aerate the lawn using a garden fork.

تهویه چمن با استفاده از چنگال باغچه.

a lawn covered in dog dirt.

چمنزار پوشیده از مدفوع سگ.

the lawns stretched into infinity.

چمن‌ها به بی‌نهایت کشیده شده بودند.

a big sweep of open lawn;

یک ناحیه بزرگ از چمن باز;

We need a lawn mower to cut the grass.

ما به یک چمن زن برای برش چمن نیاز داریم.

let your lawn breathe by putting air into the soil.

با رساندن هوا به خاک، به چمن خود اجازه دهید نفس بکشد.

I fertilized the lawn and nuked the weeds.

من چمن را کوددهی کردم و علف‌های هرز را از بین بردم.

the ceaseless deluge had turned the lawn into a swamp.

سیل بی‌وقفه چمن را به مردابی تبدیل کرده بود.

the lawns ran down to the water's edge.

چمن‌ها تا لبه آب امتداد داشتند.

The gophers left the lawn covered with pockmarks.

غازها چمن را با جای زخم‌های متعدد پوشاندند.

rains that revive lawns and flowers;

باران‌هایی که چمن‌ها و گل‌ها را زنده می‌کنند;

a pad of green lawn between two heathery steeps

قطعه‌ای از چمن سبز بین دو شیب پوشیده از بوته

نمونه‌های واقعی

In front of the houses stretched a dank lawn strewn with leaves.

در مقابل خانه‌ها، چمنزار مرطوبی گسترده بود که با برگ‌ها پوشیده شده بود.

منبع: The Economist (Summary)

I was at last nagged into weeding the lawn.

من بالاخره به اجبار شروع به از بین بردن علف‌های هرز چمن کردم.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

My brother is responsible for mowing the lawn.

برادرم مسئولیت چمن زنی را بر عهده دارد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

" Who's going to mow the lawn? " I asked my husband this morning.

" چه کسی قراره چمن رو کوتاه کنه؟" من صبح امروز از شوهرم پرسیدم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

And do you mow your lawn with it, too?

و شما هم چمن خود را با آن کوتاه می‌کنید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Like, why did I really have to mow the lawn?

مثل این که، چرا اصلاً باید خودم چمن رو کوتاه می‌کردم؟

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2015 Collection

She told Lynette Scavo, who was busy watering her lawn.

او به لینت اسکاوو گفت که او مشغول آبیاری چمن خود بود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

31. Why did the speaker mow the lawn herself that morning?

31. چرا گوینده آن صبح خودش چمن را کوتاه کرد؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

When you're done here, you wanna come do my lawn?

وقتی اینجا تموم کردید، می‌خواهید بیایید و چمن من را هم کوتاه کنید؟

منبع: Desperate Housewives Season 5

They crisscross the wreck and seabed like mowing a gigantic lawn.

آنها مانند چمن زنی یک چمنزار غول پیکر، در میان بقایای کشتی و بستر دریا به این طرف و آن طرف می‌روند.

منبع: The Secrets of the Titanic

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید