turf war
درگیری مناطق
home turf
منطقه خودی
turf grass
چمن مصنوعی
turf field
زمین چمن
artificial turf
چمن مصنوعی
on the turf
روی زمین
laying turf to create a lawn
چیدن چمن برای ایجاد یک چمنزار.
They still cut turf here for fuel.
آنها هنوز چمن را در اینجا برای سوخت میبرند.
gangland turf; a gangland slaying.
مناطق تحت کنترل باندهای جنایتکار؛ قتل و غارت باندهای جنایتکار.
the hallowed turf of Wimbledon.
چمن مقدس ویمبلدون
the team will play Canada on their home turf this summer.
تیم این تابستان با کانادا در زمین خانگی خود بازی خواهد کرد.
they were turfed off the bus.
آنها از اتوبوس پیاده شدند.
the artificial turf looks an unnatural green.
چمن مصنوعی به رنگ سبز غیرطبیعی به نظر میرسد.
turfed the front yard.
حیاط جلو را چمنکاری کردند.
the hallowed turf of Wembley
چمن مقدس ومبلی
the team’s first success of the season on home turf
اولین موفقیت تیم در فصل جاری در زمین خانگی
Turf wars are inevitable when two departments are merged.
وقتی دو بخش ادغام میشوند، جنگهای سرزمینی اجتنابناپذیر است.
primitive cottages made of sods of turf and sticks
کلبههای ابتدایی ساخته شده از لکههای چمن و چوب
We have ordered several turfs to make our lawn.
ما چندین چمن مصنوعی سفارش دادهایم تا چمن خود را بسازیم.
Several families have been turfed out of their homes.
چند خانواده از خانههای خود بیرون رانده شدهاند.
The boys should have been turfed off the bus.
پسرهایی باید از اتوبوس پیاده میشدند.
The shop is full of beautiful clothes that people have turfed out.
فروشگاه پر از لباسهای زیبا است که مردم دور ریختهاند.
the going was ideal here, with short turf and a level surface.
شرایط اینجا عالی بود، با چمن کوتاه و سطح صاف.
turf war
درگیری مناطق
home turf
منطقه خودی
turf grass
چمن مصنوعی
turf field
زمین چمن
artificial turf
چمن مصنوعی
on the turf
روی زمین
laying turf to create a lawn
چیدن چمن برای ایجاد یک چمنزار.
They still cut turf here for fuel.
آنها هنوز چمن را در اینجا برای سوخت میبرند.
gangland turf; a gangland slaying.
مناطق تحت کنترل باندهای جنایتکار؛ قتل و غارت باندهای جنایتکار.
the hallowed turf of Wimbledon.
چمن مقدس ویمبلدون
the team will play Canada on their home turf this summer.
تیم این تابستان با کانادا در زمین خانگی خود بازی خواهد کرد.
they were turfed off the bus.
آنها از اتوبوس پیاده شدند.
the artificial turf looks an unnatural green.
چمن مصنوعی به رنگ سبز غیرطبیعی به نظر میرسد.
turfed the front yard.
حیاط جلو را چمنکاری کردند.
the hallowed turf of Wembley
چمن مقدس ومبلی
the team’s first success of the season on home turf
اولین موفقیت تیم در فصل جاری در زمین خانگی
Turf wars are inevitable when two departments are merged.
وقتی دو بخش ادغام میشوند، جنگهای سرزمینی اجتنابناپذیر است.
primitive cottages made of sods of turf and sticks
کلبههای ابتدایی ساخته شده از لکههای چمن و چوب
We have ordered several turfs to make our lawn.
ما چندین چمن مصنوعی سفارش دادهایم تا چمن خود را بسازیم.
Several families have been turfed out of their homes.
چند خانواده از خانههای خود بیرون رانده شدهاند.
The boys should have been turfed off the bus.
پسرهایی باید از اتوبوس پیاده میشدند.
The shop is full of beautiful clothes that people have turfed out.
فروشگاه پر از لباسهای زیبا است که مردم دور ریختهاند.
the going was ideal here, with short turf and a level surface.
شرایط اینجا عالی بود، با چمن کوتاه و سطح صاف.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید