legally binding
دارای اعتبار قانونی
school governors are legally autonomous.
مدیران مدرسه از نظر قانونی خودمختار هستند.
nobody could legally drink on the premises.
هیچ کس نمیتوانست به طور قانونی در محل بنوشد.
the patient is deemed legally incompetent.
بیمار از نظر قانونی ناتوان تلقی میشود.
The land belongs legally to the Government.
زمین به طور قانونی متعلق به دولت است.
The agreement will be legally binding.
توافق از نظر قانونی الزامآور خواهد بود.
A bill of exchange is a legally recognized document.
یک برات سند قانوناً به رسمیت شناخته شده است.
business agreements are intended to be legally binding.
قراردادهای تجاری قرار است از نظر قانونی الزام آور باشند.
a legally binding contract which can only be broken by mutual consent.
قراردادی که از نظر قانونی الزامآور است و فقط با توافق متقابل قابل لغو است.
hard porn is legally banned, but still available under the counter.
فیلمهای پورنوگرافی سخت به طور قانونی ممنوع هستند، اما هنوز هم از زیر میز در دسترس هستند.
a legally binding contract to install new windows in the house;
قراردادی که از نظر قانونی الزامآور است تا پنجرههای جدید در خانه نصب شود.
A document signed abroad is as legally binding as one signed at home.
یک سند امضا شده در خارج از کشور به همان اندازه از نظر قانونی به عنوان یک سند امضا شده در کشور خود ملزم است.
But they have to come in legally.
اما آنها باید به صورت قانونی وارد شوند.
منبع: Celebrity Speech CompilationThis became 'right' there, both legally and morally.
اینجا هم از نظر قانونی و هم اخلاقی درست بود.
منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)It is easier to add sesame and identify it legally.
اضافه کردن و شناسایی آن به صورت قانونی آسانتر است.
منبع: VOA Slow English - AmericaRobinson says the 18-year-old gunman purchased the shotgun legally.
رابینسون میگوید آن مرد مسلح ۱۸ ساله به طور قانونی ساچو تفنگ خریداری کرد.
منبع: NPR News December 2013 CompilationI'm legally bound to present all offers.
من به طور قانونی ملزم به ارائه همه پیشنهادها هستم.
منبع: Modern Family Season 6Nobody's coming into our country unless they come in legally.
هیچ کس وارد کشور ما نمیشود مگر اینکه به صورت قانونی وارد شود.
منبع: VOA Standard English_AmericasNobody’s coming into our country unless they come in legally.
هیچ کس وارد کشور ما نمیشود مگر اینکه به صورت قانونی وارد شود.
منبع: VOA Video HighlightsThese laws get legally and culturally codified.
این قوانین به صورت قانونی و فرهنگی کدگذاری میشوند.
منبع: TED Talks (Video Version) November 2015 CollectionHe was born in Bangladesh and he moved to the U.S. legally in 2011.
او در بنگلادش متولد شد و در سال 2011 به طور قانونی به ایالات متحده نقل مکان کرد.
منبع: CNN 10 Student English December 2017 CollectionThat led to a lot of countries actually closing down their seahorse trade legally.
این باعث شد بسیاری از کشورها تجارت اسب دریایی خود را به طور قانونی متوقف کنند.
منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collectionlegally binding
دارای اعتبار قانونی
school governors are legally autonomous.
مدیران مدرسه از نظر قانونی خودمختار هستند.
nobody could legally drink on the premises.
هیچ کس نمیتوانست به طور قانونی در محل بنوشد.
the patient is deemed legally incompetent.
بیمار از نظر قانونی ناتوان تلقی میشود.
The land belongs legally to the Government.
زمین به طور قانونی متعلق به دولت است.
The agreement will be legally binding.
توافق از نظر قانونی الزامآور خواهد بود.
A bill of exchange is a legally recognized document.
یک برات سند قانوناً به رسمیت شناخته شده است.
business agreements are intended to be legally binding.
قراردادهای تجاری قرار است از نظر قانونی الزام آور باشند.
a legally binding contract which can only be broken by mutual consent.
قراردادی که از نظر قانونی الزامآور است و فقط با توافق متقابل قابل لغو است.
hard porn is legally banned, but still available under the counter.
فیلمهای پورنوگرافی سخت به طور قانونی ممنوع هستند، اما هنوز هم از زیر میز در دسترس هستند.
a legally binding contract to install new windows in the house;
قراردادی که از نظر قانونی الزامآور است تا پنجرههای جدید در خانه نصب شود.
A document signed abroad is as legally binding as one signed at home.
یک سند امضا شده در خارج از کشور به همان اندازه از نظر قانونی به عنوان یک سند امضا شده در کشور خود ملزم است.
But they have to come in legally.
اما آنها باید به صورت قانونی وارد شوند.
منبع: Celebrity Speech CompilationThis became 'right' there, both legally and morally.
اینجا هم از نظر قانونی و هم اخلاقی درست بود.
منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)It is easier to add sesame and identify it legally.
اضافه کردن و شناسایی آن به صورت قانونی آسانتر است.
منبع: VOA Slow English - AmericaRobinson says the 18-year-old gunman purchased the shotgun legally.
رابینسون میگوید آن مرد مسلح ۱۸ ساله به طور قانونی ساچو تفنگ خریداری کرد.
منبع: NPR News December 2013 CompilationI'm legally bound to present all offers.
من به طور قانونی ملزم به ارائه همه پیشنهادها هستم.
منبع: Modern Family Season 6Nobody's coming into our country unless they come in legally.
هیچ کس وارد کشور ما نمیشود مگر اینکه به صورت قانونی وارد شود.
منبع: VOA Standard English_AmericasNobody’s coming into our country unless they come in legally.
هیچ کس وارد کشور ما نمیشود مگر اینکه به صورت قانونی وارد شود.
منبع: VOA Video HighlightsThese laws get legally and culturally codified.
این قوانین به صورت قانونی و فرهنگی کدگذاری میشوند.
منبع: TED Talks (Video Version) November 2015 CollectionHe was born in Bangladesh and he moved to the U.S. legally in 2011.
او در بنگلادش متولد شد و در سال 2011 به طور قانونی به ایالات متحده نقل مکان کرد.
منبع: CNN 10 Student English December 2017 CollectionThat led to a lot of countries actually closing down their seahorse trade legally.
این باعث شد بسیاری از کشورها تجارت اسب دریایی خود را به طور قانونی متوقف کنند.
منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید