to legitimately earn a degree
برای به دست آوردن مشروع یک مدرک
she legitimately won the competition
او به طور قانونی مسابقه را برد
to legitimately claim the prize
برای به دست گرفتن قانونی جایزه
he legitimately inherited the property
او به طور قانونی ملک را به ارث برد
to legitimately obtain a license
برای به دست آوردن قانونی یک مجوز
the company legitimately acquired the technology
شرکت به طور قانونی فناوری را به دست آورد
to legitimately protest against injustice
برای اعتراض قانونی به بیعدالتی
they legitimately own the trademark
آنها به طور قانونی علامت تجاری را در اختیار دارند
to legitimately challenge the decision
برای به چالش کشیدن قانونی تصمیم
she legitimately qualified for the scholarship
او به طور قانونی برای دریافت بورسیه واجد شرایط بود
to legitimately earn a degree
برای به دست آوردن مشروع یک مدرک
she legitimately won the competition
او به طور قانونی مسابقه را برد
to legitimately claim the prize
برای به دست گرفتن قانونی جایزه
he legitimately inherited the property
او به طور قانونی ملک را به ارث برد
to legitimately obtain a license
برای به دست آوردن قانونی یک مجوز
the company legitimately acquired the technology
شرکت به طور قانونی فناوری را به دست آورد
to legitimately protest against injustice
برای اعتراض قانونی به بیعدالتی
they legitimately own the trademark
آنها به طور قانونی علامت تجاری را در اختیار دارند
to legitimately challenge the decision
برای به چالش کشیدن قانونی تصمیم
she legitimately qualified for the scholarship
او به طور قانونی برای دریافت بورسیه واجد شرایط بود
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید