legitimately

[ایالات متحده]/li'dʒitimitli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور قانونی

جملات نمونه

to legitimately earn a degree

برای به دست آوردن مشروع یک مدرک

she legitimately won the competition

او به طور قانونی مسابقه را برد

to legitimately claim the prize

برای به دست گرفتن قانونی جایزه

he legitimately inherited the property

او به طور قانونی ملک را به ارث برد

to legitimately obtain a license

برای به دست آوردن قانونی یک مجوز

the company legitimately acquired the technology

شرکت به طور قانونی فناوری را به دست آورد

to legitimately protest against injustice

برای اعتراض قانونی به بی‌عدالتی

they legitimately own the trademark

آنها به طور قانونی علامت تجاری را در اختیار دارند

to legitimately challenge the decision

برای به چالش کشیدن قانونی تصمیم

she legitimately qualified for the scholarship

او به طور قانونی برای دریافت بورسیه واجد شرایط بود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید