leia

[ایالات متحده]/ˈleɪə/
[بریتانیا]/ˈleɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی (لیا)
abbr. آزمایش ایمنوکیمیایی فسفری‌شدنی-آنزیمی

عبارات و ترکیب‌ها

leia organa

لیا اورگانا

leia said

لیا گفت

leia's lightsaber

سیزر لیا

leia running

لیا در حال دویدن

leia rescued

لیا نجات یافت

leia's ship

کشتی لیا

leia fighting

لیا در حال جنگ

leia became

لیا شد

leia's turn

دور لیا

leia watching

لیا در حال نظاره

جملات نمونه

leia carefully reviewed the contract before signing.

لیا به دقت قرارداد را قبل از امضا کردن بررسی کرد.

the team needs leia's expertise to solve this complex problem.

تیم نیاز به تخصص لیا برای حل این مسئله پیچیده دارد.

leia decided to pursue a career in data science.

لیا تصمیم گرفت کاری در زمینه علوم داده را انتخاب کند.

we admire leia's courage and determination.

ما شجاعت و پایداری لیا را تحسین می‌کنیم.

leia enjoys hiking and exploring new trails.

لیا از تفریغ در طبیعت و کشف مسیرهای جدید لذت می‌برد.

leia collaborated with engineers on the project.

لیا با مهندسین در این پروژه همکاری کرد.

leia presented her research findings at the conference.

لیا یافته‌های تحقیق خود را در کنفرانس ارائه کرد.

leia is passionate about environmental conservation.

لیا به حفظ محیط زیست علاقه‌مند است.

leia volunteered at the local animal shelter.

لیا در مراکز پرورش حیوانات محلی داوطلب شد.

leia learned a lot from her mentor's guidance.

لیا از راهنمایی مربی خود بسیار چیزی یاد گرفت.

leia skillfully navigated the challenging situation.

لیا به خوبی از این موقعیت چالش‌برانگیز عبور کرد.

leia’s innovative ideas impressed the board.

ایده‌های نوآور لیا هیئت رئیسه را در جهت ایجاد تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید