lending

[ایالات متحده]/'lendiŋ/
[بریتانیا]/ˈlɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قرض دادن؛ چیزی که قرض داده می‌شود
adj. در دسترس برای قرض دادن
v. دادن یا اجازه استفاده از (چیزی) با این درک که آن چیز بازگردانده یا پرداخت خواهد شد
Word Forms
جمعlendings
صفت یا فعل حال استمراریlending

عبارات و ترکیب‌ها

lending money

وام دادن

peer-to-peer lending

وام دهی همتا به همتا

lending platform

پلتفرم وام دهی

lending rate

نرخ وام‌دهی

bank lending

وام بانکی

mortgage lending

وام مسکن

public lending right

حق وام عمومی

inter-bank lending

وام بین بانکی

lending institution

نهاد وام دهی

commercial lending

وام تجاری

lending market

بازار وام

جملات نمونه

a dematerialized stock lending service.

یک سرویس وام‌دهی سهام غیرملموس

Thank you for lending me your car.

ممنون که ماشینت رو به من قرض دادی.

the Treasury could jawbone the banks into lending more to small businesses.

وزارت خزانه‌داری می‌توانست با فشار آوردن به بانک‌ها، آن‌ها را وادار به اعطای وام بیشتر به کسب‌وکارهای کوچک کند.

the lending library market began to subside under the onslaught of cheap paperbacks.

بازار کتابخانه‌های قرضی تحت تاثیر هجوم کتاب‌های جیفتی شروع به کاهش کرد.

lending policies vary widely between different banks.

سیاست‌های وام‌دهی به طور گسترده بین بانک‌های مختلف متفاوت است.

accommodating her by lending her money;

با قرض دادن پول به او، او را پذیرفتند.

I’m not lending you any more money, and that’s flat!

دیگه بهت پول قرض نمی‌کنم، اینه!

He lied me into lending him my car.

با دروغگویی من رو فریب داد تا ماشینم رو بهش قرض بدم.

He's too selfish to think of lending me his car.

اونقدر خودخواه هست که به قرض دادن ماشینش به من فکر نکنه.

The country had been declared ineligible for World Bank lending.

کشور برای دریافت وام از بانک جهانی واجد شرایط تشخیص داده نشد.

many UK banks were overexposed to overseas lending risks.

بانک‌های زیادی در انگلستان در معرض خطر وام‌دهی خارجی قرار داشتند.

Could you see your way clear to lending me £10 until next week?

آیا می‌توانید تا هفته آینده 10 پوند به من قرض دهید؟

I’ll always be grateful to Christine for lending me the money; a friend in need is a friend indeed!

من همیشه نسبت به کریستین به خاطر قرض دادن پول به من سپاسگزارم؛ یک دوست در نیاز، دوستی واقعی است!

Margin Account is a lending agreement where you pay interest for the right to collateralize your securities. Please exercise caution when trading on margin.

حساب حاشیه یک توافقنامه وام‌دهی است که در آن برای حق وثیقه گذاری اوراق بهادار خود، بهره پرداخت می‌کنید. لطفاً در هنگام معامله با حاشیه احتیاط کنید.

But bankers say lending – in roubles or dollars – will not recommence in full until the rouble is more stable.

اما بانکداران می‌گویند وام دادن - به روبل یا دلار - تا زمانی که روبل پایدارتر شود، به طور کامل از سر نخواهد گرفت.

In some contexts (the analysis of financial leases, for example) depreciation tax shields are treated as safe, nominal cash flows and are discounted at an aftertax borrowing or lending rate.

در برخی موارد (به عنوان مثال، تجزیه و تحلیل اجاره‌های مالی)، سپرده‌های مالیاتی استهلاک به عنوان جریان‌های نقدی اسمی و ایمن در نظر گرفته می‌شوند و با نرخ وام‌گیری یا وام‌دهی پس از مالیات تخفیف داده می‌شوند.

نمونه‌های واقعی

We're a team. I'm just lending support.

ما یک تیم هستیم. من فقط در حال ارائه پشتیبانی هستم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

It set up a consumer protection bureau to reduce predatory lending.

این سازمان یک دفتر حمایت از مصرف کننده برای کاهش وام‌دهی غارتگرانه ایجاد کرد.

منبع: Economic Crash Course

One Banamex employee directly involving the lending was fired in February.

یک کارمند بانامکس که به طور مستقیم درگیر وام‌دهی بود، در ماه فوریه اخراج شد.

منبع: NPR News May 2014 Compilation

The high command is certainly lending itself to political messaging at key moments.

فرماندهی ارشد قطعاً در زمان‌های کلیدی خود را در اختیار پیام‌رسانی سیاسی قرار می‌دهد.

منبع: NPR News February 2020 Compilation

Thank you for lending us Manny's easel.

ممنون که بوم نقاشی مَنی را به ما قرض دادید.

منبع: Modern Family - Season 07

So as long as that disconnect continues, there's gonna be excess lending.

تا زمانی که این قطع ارتباط ادامه دارد، وام‌دهی اضافی وجود خواهد داشت.

منبع: Financial Times

The Devil then said that his second most important work was lending money.

شیطان سپس گفت که دومین کار مهم او وام دادن پول بود.

منبع: VOA Special October 2018 Collection

He could create checking accounts essentially with it and do some more lending with it.

او اساساً می‌توانست حساب‌های بانکی بازرسی ایجاد کند و با آن وام بیشتری بدهد.

منبع: Monetary Banking (Audio Version)

Lending is when we give someone something.

وام دادن زمانی است که چیزی به کسی می‌دهیم.

منبع: Grandpa and Grandma's test class

This is for lending of last resort.

این برای وام اضطراری است.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید