lengthens

[ایالات متحده]/ˈlɛŋθənz/
[بریتانیا]/ˈlɛŋθənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای طولانی‌تر کردن در زمان یا فضا

عبارات و ترکیب‌ها

lengthens time

افزایش زمان

lengthens process

افزایش روند

lengthens duration

افزایش مدت

lengthens wait

افزایش انتظار

lengthens distance

افزایش فاصله

lengthens conversation

افزایش گفتگو

lengthens meeting

افزایش جلسه

lengthens journey

افزایش سفر

lengthens attention

افزایش توجه

جملات نمونه

regular exercise lengthens your lifespan.

ورزش منظم طول عمر شما را افزایش می‌دهد.

he lengthens the time spent on his hobbies.

او زمان صرف شده برای سرگرمی‌های خود را افزایش می‌دهد.

this technique lengthens the duration of the film.

این تکنیک مدت زمان فیلم را طولانی‌تر می‌کند.

she lengthens her daily walks to improve fitness.

او پیاده‌روی روزانه خود را طولانی‌تر می‌کند تا تناسب اندام خود را بهبود بخشد.

the project lengthens due to unexpected challenges.

به دلیل چالش‌های پیش‌بینی نشده، پروژه طولانی‌تر می‌شود.

he lengthens his speech to cover more topics.

او سخنرانی خود را طولانی‌تر می‌کند تا موضوعات بیشتری را پوشش دهد.

lengthening the meeting could lead to better discussions.

طولانی‌تر کردن جلسه می‌تواند منجر به بحث‌های بهتر شود.

she lengthens her hair every few months.

او موهای خود را هر چند ماه یکبار طولانی‌تر می‌کند.

this method lengthens the lifespan of the product.

این روش طول عمر محصول را افزایش می‌دهد.

he lengthens the story to make it more interesting.

او داستان را طولانی‌تر می‌کند تا آن را جالب‌تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید